تبلیغات
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان - مطالب دی 1392
 
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان

وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرینَ. [1]

ترجمه:

و محمّد جز رسولی نیست که پیش از او همه رسولان درگذشتند، پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود شما به عقب برمی گردید؟ و هر کس به عقب برگردد هیچ زیانی به خدا نخواهد رسانید، و به زودی خدا سپاسگزاران را جزا می دهد.



[1]   آل عمران، آیه 144

تفسیر:

زمانی که در جنگ احد آتش جنگ میان مسلمانان و بت پرستان به شدّت شعله ‏ور بود، صدایى بلند شد و کسى گفت: محمد را کشتم ... این درست همان لحظه ای بود که شخصی به نام (عَمرو بنِ قمیئه حارثى) سنگی به سوى پیامبر پرتاب کرد، و پیشانى و دندان آن حضرت شکست و لب پائین وى شکافت. در این موقع دشمن مى ‏خواست پیامبر را به قتل برساند که(مُصعَب بنِ عُمَیر) - یکى از پرچمداران ارتش اسلام - جلو حملات آنها را گرفت ولى خودش در این میان کشته شد و چون او شباهت زیادى به پیامبر داشت دشمن چنین پنداشت که پیغمبر در خاک و خون غلطیده است و لذا این خبر را با صداى بلند به همه لشگرگاه رسانید.

انتشار این خبر به همان اندازه که در روحیۀ بت پرستان اثر مثبت داشت، در میان مسلمانان تزلزل عجیبى ایجاد کرد، جمعى که اکثریت مسلمانان را تشکیل مى ‏دادند به دست و پا افتاده و از میدان جنگ به سرعت خارج ‏شدند، حتى بعضى در این فکر بودند که با کشته شدن پیامبر از آئین اسلام برگردند و از سران بت پرستان امان بخواهند، امّا در مقابل آنها، اقلیتى فداکار و پایدار همچون على (ع)، ابو دجانه، طلحه و برخی دیگر از صحابه بودند که بقیه مسلمانان را به استقامت دعوت مى ‏کردند. تا این که روشن شد پیامبر اکرم (ص) زنده بوده و این خبر به اشتباه و یا به دروغ در میان مسلمانان پخش شده است. در این هنگام، آیه شریفۀ نازل شد و گروهی از مسلمانان را که دست از جنگ کشیده بودند سخت مورد نکوهش قرار داد. بنابراین، آیۀ مزبور این معنا را دنبال می کند که اسلام آئین فرد پرستى نیست و به فرض که پیامبر (ص) در این میدان، به شهادت می رسید، وظیفه مسلمانان بدون تردید ادامۀ مبارزه بود و آنها باید در دینشان راسخ و ثابت قدم می ماندند؛ زیرا با مرگ یا شهادت پیامبر، اسلام پایان نمى ‏یابد، بلکه آئین حقّى است که تا ابد جاویدان خواهد ماند. [1]  



[1]    تفسیر نمونه  جلد 3 ص 136 - 115   



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

روش زندگی

دو قطره آب که به هم نزدیک شوند، تشکیل یک قطره بزرگتر می دهند...
اما دوتکه سنگ هیچگاه با هم یکی نمی شوند !
 پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم،
فهم دیگران برایمان مشکل تر، و در نتیجه
امکان بزرگتر شدنمان نیز کاهش می یابد...
آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ،
به مراتب سر سخت تر، و در رسیدن به هدف خود
لجوجتر و مصمم تر است.
سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد.
اما آب... راه خود را به سمت دریا می یابد.
در زندگی، معنای واقعی
سرسختی، استواری و مصمم بودن را،
در دل نرمی و گذشت باید جستجو کرد.
گاهی لازم است کوتاه بیایی...
گاهی نمی توان بخشید و گذشت..
اما می توان چشمان را بست
و عبور کرد
 
گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...
گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوز که نبینی....
ولی با آگاهی و شناخت
و آنگاه بخشیدن را خواهی آموخت.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

هر که دارد به دلش آرزوی کرببلا

                                    بر دل سوخته ی حضرت زینب صلوات



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بر خلق خوش و خوی محمد (ص) صلوات

بر عطر گل روی محمد (ص) صلوات

در گلشن سر سبز رسالت گویید

بر چهره گل بوی محمد (ص) صلوات

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بر روی زمین و آسمان ها و کرات

   در بین مناجات و تمام کلمات

زیبا تر از این دعا ندیده است کسی    

     بر خاتم انبیاء محمد صلوات



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

حق داده به ما وعده خیر و حسنات

هم وعده جنات سراسر نعمات

خواهی که شود نصیب تو این برکات

بفرست مدام بر محمد (ص) صلوات



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 

          خوش رحمتی است یاران، صلوات بر محمد

گوئیم از دل و جان، صلوات بر محمد

گر مؤمنی و صادق، با ما شوی موافق

کوری هر منافق، صلوات بر محمد

در آسمان فرشته، مهرش بجان سرشته

بر عرش خوش نوشته صلوات بر محمد

صلوات اگر بگوئی، یابی هر آنچه جویی

گر تو ز خیل اوئی صلوات بر محمد

مانند گل شکفتیم، در لطیف سفتیم

خوش عاشقانه گفتیم، صلوات بر محمد

گفتیم با دل و جان با عاشقان خوبان

شادی روح یاران، صلوات بر محمد

بی شک علی ولی بود، پرورده نبی بود

شاه همه علی بود، صلوات بر محمد

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بر نور جمال پاک احمد صلوات

برعطر وجود حی سر مد صلوات

بر وجه نکوی وخلق نکوی رسول

بر خاتم انبیاء محمد و آل محمد صلوات



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

با نام حسن به قلبها گل بزنید
با یک صلوات تا بقیع پُل بزنید
فرمود که هر وقت گرفتار شدید
بر دامن ما دست توسل بزنید



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اوّل خوانیم خدا را ، سید انبیا را ،علی مرتضی را،
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
صلوات را خدا گفت جبرئیل بارها گفت در شان مصطفی گفت
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
شاه نجف علی است سر ور دین علی است شیر خدا علی است
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
یارب به حق زهرا شفیع روز جزا یعنی که خیر النساء
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
بعد از علی حسن بود چون غنچه در چمن بود ،نور دو چشم من بود
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
بوی حسین شنیدیم چون گل شکفته دیدیم به مدعا رسیدیم
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
زین العباد ، سجاد است و مظهر عبادت ،آن  اسیر شهر کربلا
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
باقر امام دین است نور خدا یقین است فرزند عابدین است
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
جعفر امام ششم ، هست ناشر دین احمد و  حیدر
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
موسای با سعادت با ذکر و با عبادت سر دار با جلالت
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
هشتم رضا امام است از ضامنی تمام است شاه غریب بنام است
صلی علی محمد صلوات برمحمد
ما شیعه تقی ایم خاک ره نقی ایم محتاج عسکری ایم
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
مهدی به تاج و نورش با احمد ورسولش نزدیک شد ظهورش
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
________________________________________



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دست دشمن بر ستم وا شد نمی دانم چرا

بسته بیت حقّ تعالی شد نمی دانم چرا

روبهان بر گرد پیر خویش گردیدند جمع

شیر حقّ تنهای تنها شد نمی دانم چرا

سرو قدّ مادر طاووس علیّینِ وحی

در جوانی چون کمان تا شد نمی دانم چرا

قتل محسن، خانه ی آتش زده، روی کبود

اجر احمد سهم زهرا شد نمی دانم چرا

داغ زهرا ، داغ محسن، اشگ غربت، خونِ دل

مزد زحمت های مولا شد نمی دانم چرا

صورتی کز شرم در محراب می انداخت گُل

نیلگون از جور اعدا شد نمی دانم چرا

در سقیفه بود شورایی که تا دامانِ حشر

قتل آل الله امضا شد نمی دانم چرا

خاک قبر مریم بیتِ امیرالمؤمنین

شسته با قبر دو عیسی شد نمی دانم چرا

ما همه فرزند زهراییم «میثم» کز ازل

داغ مادر قسمت ما شد نمی دانم چرا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

خدا را شکر مهمان حسینیم

به لطف تو سر خوان حسینیم

خدا را شکر هیئت خانۀ ماست

پذیرای محبــــــان حسینیم

ز طفلی شیر با عشق تو خوردیم

و حالا مـرد میــــدان حسینیم

طعـام روضه هــا در ما اثـر کرد

نمک پـروردۀ نـــــان حسینیم

اگر مؤمن شدیم از رحمت اوست

مسلمانان ، مسلمـــان حسینیم

همین که سینه زن هستیم، یعنی؛

وفــاداران پیمـــــــان حسینیم

میــــان روضــــۀ جــدّ غریبـت

به همراه تو گریـــــان حسینیم

فـراق کربــلا بی طــــاقتم کرد

ببین بیمار هجــــران حسینیم

بیا مــا را ببر تـــا محضـر یـــار

که محتاجان درمــان حسینیم

خوشا آنان که سر دادند و گفتند؛

تن بی سـر ز یـــاران حسینیم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 

پیامبر اعظم(ص)-مصائب حضرت زهرا(س)


من که این گونه پدر محو تماشای توأم

دخترت فاطمه ام غمزده زهرای توأم

گریه ام را بنگر خنده بزن بر رویم

باغبانا نه مگر من گل زیبای توأم

دم آخر سخنی گوی تسلایم بخش

زان که افسرده چو آیینه ی سیمای توأم

بارها از شفقت دست مرا بوسیدی

وینت آواز که من ام ابیهای توام

حالیا دست به پیش آر که بوسم دستت

من که پرورده ی این دست توانای توأم

پاسخش داد نبی کای گل زیبای پدر

از همه بیش به فکر تو و غم های توأم

بعد من باز شود باب ستم بر رویت

سخت امروز در اندیشه فردای توأم

صبر کن زآن چه رسد بر تو و بر جان علی

بس جگر سوخته بهر تو و مولای توأم 

بینم آن شعله و دیوار و در و اندر بین

شاهد زمزمه ی وا  ابتاهای توأم

لیکن از عترت من زودتر آیی به برم

در جنان منتظر دیدن سیمای توأم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

غرق احسان حسین و حسنم                                           

بر سر خوان حسین و حسنم  

بلبل عشق مرا نام دهید                                                  

 تا غزل خوان حسین و حسنم  

هر نم اشک مرا اوج دهد                                                   

محو عرفان حسین و حسنم  

فارغ از عالم سر گشتگی ام                                              

تا پریشان حسین و حسنم  

نان خور سفره سبطین شدم                                             

شکر مهمان حسین و حسنم  

قِدمت عشق من امروزی نیست                                         

نسل سلمان حسین و حسنم  

هر دو غربت زده و مظلومند                                                

دیده گریان حسین و حسنم  

بنویسید به روی کفنم

از غلامان حسین و حسنم  

زهرای اطهر نشسته بو د ، دید حسین دارد می آید ، بغض راه گلویش را گرفته (معمولاً اگر مادر ببیند بچه اش وارد خانه شود ناراحت بود می پرسد چرا گریانی ؟ که ترا اذیت کرده ؟)اشکهای چشمش را پاک کرد زهرای اطهر فرمود : میوة دلم حسینم چرا منقلبی ؟ چرا گریه می کنی ؟ عرضه داشت مادر : امروز من و برادرم حسن ، رفتیم برای زیارت جدمان پیغمبر ، پیغمبر تا ما را دید خوشحال شد ما را در آغوش گرفت ، ما را می بوسید و می بوئید . مرا روی یک زانو نشاند وبرادرم حسن را روی یک زانو ، گاهی دست به سر و روی من می کشید ، گاهی دست به سر و روی برادرم حسن ، گاهی منُ می بوسید گاهی حسن را می بوسید ، مادر فقط یک فرق بود، وقتی من می بوسید زیر گلوی من می بوسید مادر

لبهایش را روی لبهای حسن می گذاشت .

گفت مادر : چرا زیر گلوی برادرم حسن را نبوسید ؟ فرمود : حسینم غصه نخور ، ناراحت نباش ، الان می رویم خدمت پیغمبر ، پیغمبر دید زهرا دارد میاد ، دست حسین گرفته ، قضیه را به بابایش گفت . یک وقت زهرا دید پیغمبر منقلب شد ، گریه کرد .

فرمود : دخترم جبرئیل به من خبر داد حسن را با زهر مسموم می کنند از این رو من لبان او را که محل تماس با زهر می باشد بوسیدم .

زهرا جان با شمشیر سر حسین را از تن جدا می کنند لذا من گلوی او را که محل تماس شمشیر است بوسیدم.

رحمت خدا بر این گریه ها ، اینجا پیغمبر زیر گلوی حسین بوسید اما کربلا ، زینب لبهایش را روی  رگهای بریده برادر گذاشت ، همه صدا بزنید حسین ...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

یه بزرگ می گفت:اگه دو ماه خوب برا امام حسین علیه السلام گریه كنی ، بهت اجازه می دن برا امام حسن علیه السلام گریه كنی،بزارید من از زبان خود آقا امام حسن مجتبی علیه السلام براتون روضه بخونم،گفت:عبدالزهرا خیلی وقته روضه مارو نمی خونی،(عبدالزهرا نوكر خوب و با سابقه ابی عبدالله،كربلا دفنه،خوشبحال نوكری كه سرانجام،تو حرم حسین علیه السلام خاك بشه)آقا جان  من یه عمری روضه خوان شما هستم،مگه روضه شما اونایی نیست كه به ما رسیده،آقا جانم،شمارو مسموم كردند،جگر نازنیین شما پاره پاره شد،بدن نازنین شما رو تیربارون كردند،فرمود عبدالزهرا اینها همه روضه های منه،درست می گی، خوبم خوندی،اما روضه ما اهلبیت اون لحضه ای است كه،هنوز بدن جد ما پیغمبر رو زمین بود،یه عده اُمدند،در خونمونو آتیش زدند،عبدالزهرا جلو چشم ما، مادرمونو زدند....



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی