تبلیغات
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان - مطالب آذر 1392
 
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان
زخمیِ زنجیرم، کبودِ بی شمارم

بر شانه هایم زخم های کهنه دارم

همشیرۀ خورشیدم و بانوی نورم

هر چند که در پنجه ی گرد و غبارم

شامِ غریبانیِ عصر خیمه هایم

آن چادر خاکیِ در حال فرارم

نام مرا با خطّ نا محرم نوشتند

یعنی اسیر کوچه های روزگارم

دیگر نمی آید به دنبالم مغیلان

دیگر ندارد آبله کاری به کارم

من حضرت یعقوبم و یوسف پرستم

بر سینه ام پیراهنت را می فشارم

دسته گل یاسی ندارم بر مزارت

امّا به جایش تا بخواهی لاله دارم

انگار من خوابیده ام در این بیابان

انگار تو افتاده ای روی مزارم

من با نیابت از تمام خاندانم

بر آستان خاکی ات سر می گذارم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ذکر دل بی قرار ما یازهراست

در هر نفس اعتبار ما یا زهراست

هر فرقه برای خود شعاری دارند

در هر دو جهان شعار ما یا زهراست



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دانی ز چه جمعه سید الایام است

چون یوم ظهور نیر اسلام است

هرکس که بمیرد و نبیند او را

سوگندبه جان فاطمه ناکام است

استاد کلامی زنجانی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

یارب به جلال و جاه مهدی

بر سوز وگداز و آه مهدی

گنجینه فیض و رحمتم بخش

توفیق نماز و طاعتم بخش

سوگند تو را دهم به آن شاه

شاهی که بود بقیة الله

این سینه پر از امید گردان

روی سیهم سفید گردان

من سائل وادی السلامم

آواره مسجد الحرامم

ذکری که مرا به حال حج بود

عجل لولیک الفرج بود

هرچند ذلیل و بی نشانم

دلبسته صاحب الزمانیم

استاد کلامی زنجانی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

جان ما جانانه ما را آبرو بخشیده است

این دل دیوانه ما را آبرو بخشیده است

باب شه باز است ، مهمان می پذیرد ،خوب وزشت

لطف صاحب خانه ما را آبرو بخشیده است

دست رد کی می زند بر سینه سینه زنان

رأفت شاهانه ما را آبرو بخشیده است

دور شمع حسن مولا ، سوختن آداب ماست

شیوه پروانه ما را آبرو بخشیده است

با امیدی در ردیف تشنگان کوثریم

ساقی و پیمانه ما را آبرو بخشیده است

جرعه نانوشیده بانگ عاشقی سر داده ایم

نعره مستانه ما را آبرو بخشیده است

یا علی ما را سفارش کن به دلبندت حسین

عشق این دردانه ما را آبرو بخشیده است

استاد کلامی زنجانی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ملک سرمست جام اهل بیت است

فلک در زیر پای اهل بیت است

خدا بر بام خلقت یک علم زد

و آن پرچم به نام اهل بیت است

امین وحی با کل ملائک

کبوترهای بام اهل بیت است

میان چارده نور الهی

حسن بدر تمام اهل بیت است

ابالفضل دلاور، عبد صالح

نگهبان خیام اهل بیت است

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 29 آذر 1392

بارالها سینه را پر نور کن

شر شیطان را ز دلها دور کن

هر که بدبین است بر آل علی

یا بده آگاهیش یا کور کن



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 29 آذر 1392

زبانی که برذکر وا می شود

ستایشگر مرتضی می شود

اگر بنده بیگانه شد با همه

به عشق علی آشنا می شود

دل افتاد اگر بر کمند علی

ز زنجیر ذلت رها می شود

علی در حرم پا به عالم نهاد

ورا کعبه مولد سرا می شود

حیات علی خاطرات صفاست

که گاهی مسرت فزا می شود

ز لوح لطایف حدیثی شنو

چو گویم گل عشق وا می شود



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

هر صبح دم که چشم تو در خواب وبستر است
گوش ملک به نغمه الله اکبر است
بنویس این عبارت معصوم را که گفت
ترک نماز هر که کند عمد ، کافر است 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

پندهایی از حاج اسماعیل دولابی

خدا ما را برای شادی آفریده است نه برای غم. خدای واحد غنی و قوی، محال است مخلوقی را برای ناراحتی و غم بیافریند. اگر این بشارت را که ما را برای شادی آفریده اند، باور کردی و به خودت قبولاندی، دیگر غم وجود نخواهد داشت. این مژده مال کسی است که آن را باور کند. همین که فهمیدی دنیا فانی شدنی است و مشکلات و محرومیت هایش هم همیشگی و دائمی نیست و بالأخره روزی تمام خواهد شد، نصف غم هایش باطل می شود. مشقّت و غم دنیا وسیله ای است برای خوشی و شادی.


گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

روزی كه تو  آمدی بدنیا عریان

 جمعی به تو خندان و تو بودی گریان

كاری بكن ای دوست كه وقت رفتن

 مردم به تو گریان و تو باشی خندان



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

پرسد ز تو این خانه، همراه چه آوردی؟

در محضر جانانه ، همراه چه آوردی؟

رفتند از این خانه ، قارون و سلیمانها

با حشمت شاهانه ، همراه چه آوردی؟

این عمر گران خود، بیهوده ز كف دادی

كو خانه و كاشانه ، همراه چه آوردی؟

كو ثروت بسیارت ،كو درهم و دینارت

زان ثروت افسانه ، همراه چه آوردی؟

روزی تو جوان بودی دارای توان بودی

كو همت مردانه ، همراه چه آوردی؟

دیدی همگی رفتند، تو ماندی و اعمالت

ای خفته غریبانه، همراه چه آوردی؟

كو همسر و فرزندت،كو مادر دلبندت

با خویش در این خانه، همراه چه آوردی؟



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

هر جا كه دلی ز لطف حق بینا شد

 در گلشن توحید گلی پیدا شد

گلها چو به اخلاص به هم پیوستند

 یك دسته گل محمدی پیدا شد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

جامی به جز از جام ولا نوش مكن

 جز حرف پیمبر و علی گوش مكن

خواهی كه خدا بهشت را بر تو دهد

ذكر صلوات را فراموش مكن



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بشر را روز محشر روز واویلاست ، باور كن

به میزان عمل هنگامه ای بر پاست ، باور كن

ز بس گرمست بازار مكافات عمل ، ای دل

میان آن همه تنها ،آدمی تنهاست ، باور كن

به ترك معصیت ای دل مکن امروز را فردا

در آنجا پرده ها از كار ما بالاست ، باور كن

زبان و گوش و دست و پا و سر تو را گویند

گواهی دادن اعمال تو با ماست ، باور كن

حسابت را بیا قبل از صدور حكم روشن كن

كه حكم محكم حق ،لازم الاجراست ، باور كن

به میزان عمل اعمال ما را وقت سنجیدن

پسند ذات بی همتای حق ، تقواست ، باور كن

به مولا كن توسل ، زآنكه فرمودست پیغمبر

شفاعت اختیارش در كف مولاست ، باور كن

به هر پرونده ای مُهر ولایت خورد در عالم

بدست فاطمه آماده ی امضاست باور كن



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 35 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی