تبلیغات
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان - مطالب مکه
 
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان
دوشنبه 2 دی 1392

پیامبر به عادت همیشه خود اظهار محبت به سیدالشهدا می نمود و با ایشان بازی می کردند، عایشه به پیامبر گفت: چقدر تو این کودک را دوست داری؟

حضرت فرمودند: وای بر تو .

چگونه دوستش نداشته باشم و از او خوشم نیاید و حال آنکه او میوه ی دل من و روشنی چشم من است.

بعد فرمودند: امت من بعد از من او را می کشند، هر کس بعد از وفاتش به زیارت او برود، خداوند در نامه ی عملش یک حج از حج و عمره های مرا می نویسد.

عایشه تعجب کرد و عرض کرد: یا رسول الله حجی از حج های شما ؟!

حضرت فرمودند: بلی، بلکه خدا دو حج مرا به آن زیارت دهنده می دهد.

باز عایشه تعجب کرد و حضرت زیاد کردند تا رسید به نود حج و نود عمره و فرمودند: خداوند به او نود حج های من و نود عمره  از عمره های من را می دهد.

مقتل شیخ جعفر شوشتری



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

الـهی ایـن سـفره معـمور بـاد

همـیشه پر از نعمـت و نور بـاد

زبان بد اندیش و چشم حسود

از این سفره و صاحبش دور باد

الهی به این سفره بركت بده

به این مائده شكر نعمت بده

بـه بـانی سـفره رحـمت بـده

تن سالم و شان و شوكت بده

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 12 آذر 1392

مژده بادا زائر بیت خدا آمد خوش آمد

میهمان کعبه از سعی و صفا آمد خوش آمد

 

آنکه با شوق کرده طواف بیت حق را

با دلی شادان ز کوی کبریا آمد خوش آمد

 

زادگاه مرتضی را بوسه زد با اشک و حسرت

با ولای آن امام و پیشوا آمد خوش آمد

 

در مدینه میهمان شد بر رسول الله و زهرا

میهمان حضرت خیر النساء آمد خوش آمد

 

از برای حضرت ام البنین هم گریه کرده

یاد عباس جوان کرد از وفا آمد خوش آمد

 

تربت زهرای اطهر را ندید اما ز داغش

اشک غم بودش روان از دیده ها آمد خوش آمد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ای خدای کریمِ من لبیک

ای عزیز و حکیم من لبیک

 

منم و خاک مسجد شجره

دامن پاک مسجد شجره

 

مسجدی که پیمبر اسلام

شد مُلبّس به جامه ی احرام

 

من فراری،تو دعوتم کردی

غرق در بَر رحمتم کردی

 

مُحرمم کن که مَحرمَت گردم

آب در آتش غمت گردم

 

عبد آلوده دامن تو منم

رخت دنیا برون کن از بدنم

 

تو ببر صبر و تاب و آرامم

تو بپوشان لباس احرامم

 

ذرّه ام ذرّه ، آفتابم کن

خاکِ زوّار خود حسابم کن

 

تشنه ی وصل را تو آب بده

تو به لبیک من جواب بده

 

گر بگویی تو را نمی خواهم

گویمت از چه داده ای راهم

 

ما گداییم و تو کریم استی

کی تو در بروی گدا بستی

 

سیّدی الامان،ببخش مرا

به امام زمان ببخش مرا



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

کعبه زیباست به شرطی که تو در کعبه درآیی

                  به حرم تکیه دهی،روی به عالم بنمایی

حاجی آن است که مُحرم شود و دور تو گردد

          زائر آن است که یک دم،تو بر او رخ بنمایی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 12 آذر 1392

علی است کعبه و بیت گِلین اوست مَطاف

در این مَطافِ گِلین فاطمه است گرم طواف

 

طواف اول او از کنار حیدر بود

شروعش از وسط حجره تا دم در بود

 

کسی که رکن و حرم خشتی از حیاتش بود

طواف دوّم او بین دود و آتش بود

 

طواف سوّم او شعله بر جگر می زد

نفس شمرده شمرده به پشت در می زد

 

طواف چارم او جان به کف نهادن بود

دم از علی زدن و پشت در ستادن بود

 

طواف پنجم او شد شهادت پسرش

که گشت در بَرِ مادرفدائی پدرش

 

ششم طواف چه گویم ز ضربت آن دست

به گوش مادر سادات گوشواره شکست

 

طواف هفتم،دادند اجر مولا را

در این طواف شکستند دست زهرا را

 

در این طواف به بازوی او نشانه زدند

در این طواف به حوریه تازیانه زدند

 

اگر چه بعد نبی همچنان علی تنهاست

همیشه حفظ ولایت به عهده ی زهراست



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ای محفل عاشقان بیدار

ای سنگِ نشانِ کوی دلدار

افسوس که با دو چشم خونبار

من از تو جدا شوم دگر بار

 

ای بیت خدا، خدا نگهدار

 

افتاده به سینه ام شراره

با گریه کنم به تو نظاره

چون از تو جدا شوم دوباره

باشد به دلم امید دیدار

 

ای بیت خدا، خدا نگهدار

 

وقتی که در این حرم رسیدم

پرونده جرم خویش دیدم

خجلت ز خدای خود کشیدم

گفتم حرم و منِ گنه کار؟

 

ای بیت خدا، خدا نگهدار

 

ناگاه به گوش جان شنیدم

کی عبد ز خویش نا امیدم

بر معصیتت قلم کشیدم

تو عبد و من،خدای غفّار

 

ای بیت خدا، خدا نگهدار

 

من عاشق رُکن مستجارم

اینجاست علی علی شعارم

با زادگه علیست کارم

رخسار نهاده ام به دیوار

 

ای بیت خدا، خدا نگهدار

 

گفتم که در این حرم نشینم

تا یوسف فاطمه ببینم

از باغ رخش،گلی بچینم

دردا که نشد سعادتم یار

 

ای بیت خدا، خدا نگهدار

 

اینجا همه بود سوز و دردم

دل سوخت ز ناله های سردم

بر حال حسین گریه کردم

جاری شده اشک من به رخسار

 

ای بیت خدا، خدا نگهدار

ای کعبه چرا عزیز زهرا

 

ای کعبه چرا عزیز زهرا

شد از تو جدا غریب و تنها

بنهاد شبانه سر به صحرا

تنها و غریب و بیکس و یار

 

ای بیت خدا، خدا نگهدار

 

(سازگار)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 کاروان حج براه افتاد و میگوید سروش

اندر این ره همرهان را  یار باش و عیب پوش

 

جامه احرام چون پوشی،دل از دنیا بکن

از خدا غافل مشو دیگر بوقت عیش و نوش

 

تا خداوند خطا پوش از گناهت بگذرد

از خلایق بگذر و از عیب مردم،چشم پوش

 

میزبان ربّ کریم  است و تو او را میهمان

در جوار کعبه افکن،بار عصیان را ز دوش

 

حاجیان لبّیک گویان چون نمایند اِزدحام

در نظر ور قیام محشر و آن جنب و جوش

 

رفت با حسرت حسین و ، ماند حجّش نا تمام

زمزم چشمت،بیاد کربلا کن پر خروش

 

چون شوی بی تاب از گرما و سوز و تشنگی

یادی از اصغر کن و آنگه بر آر از دل خروش

 

(حسان)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ای چراغ حرمِ یار،کجای حرمی؟

              ای شفای دل بیمار،کجای حرمی؟

تا که بی پرده ببینند رخت را حجّاج

          پرده بردار ز رخسار،کجای حرمی؟



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 12 آذر 1392

چه خوش است اگر بپوشم به بدن لباس احرام

به حرم روم بخوانم به زبان دل خدا را

 

به خدای کعبه سوگند همه حج من حسین است

به دو صد منی نبخشم عرفاتِ کربلا را

 

عرفات باشد آنجا که خدای حق تعالی

به حسین خود ببخشد همه جرم ماسوا را

 

عرفات کوی مهدیست،عرفات روی مهدیست

چه شود به یک تماشا بدهد مراد ما را

 

گل فاطمه کجایی تو تمام حج مایی

چه شود دمی نمایی تو جمال دل ربا را



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 12 آذر 1392

من از نگاه تو دورم،ولی تو چشم خدایی

        چه می شود که دمی دیده ای به من بگشایی

به دورِ کعبه که گشتم،به یاد روی تو گشتم

       تو کعبه ای تو مقامی،تو زمزمی تو صفایی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

گردیدنِ دورِ حرمم گشته بهانه

         شاید که شوم با تو دَمی،شانه به شانه

تو در همه جا پیش منی،من ز تو دورم

           بیهوده تو را می طلبم،خانه به خانه



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

آمدم در معرض فیض تمام

زائرم من،زائر بیت الحرام

 

آمدم با صد امید،از راه دور

یا کریم و یا رحیم و یا غفور

 

بار الها،بر مگردان پیک من

گوی لبیکی تو بر لبیک من

 

از گناهان گر چه پر بار آمدم

در پناه چون تو ستّار آمدم

 

نا امیدی را در اینجا نیست راه

هست اینجا مرکز عفو گناه

 

کن رها از نار این محکوم را

این غلام چارده معصوم را

 

(حسان)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

کعبه ای بیت خداوند جلیل

   ای به سنگت،اثر پای خلیل

 

کعبه ای محفل انوار خدا

    کعبه ای زاد گه شیر خدا

 

کعبه ای شاهد غمهای حسین

کعبه ای جای قدمهای حسین

 

کعبه ای قبله گه اهل نیاز

کعبه ای برده به تو خلق،نماز

 

همه با دیدن تو بی تا بند

     همه از زمزم تو سیرابند

 

ای خدا داده تو را قدر جلال

  ای به بام تو اذان گفته بلال

 

تو همه هست خلیل للَهی

        هنر دست خلیل للهی

 

کاش،تا دور تو می گردیدم

    مهدی فاطمه را می دیدم

 

در طواف تو شدم پا بستش

تا که یک بوسه زنم بر دستش

 

کعبه کی از تو جدا گشت حسین

  مَحو در ذات خدا گشت حسین

 

کاش جانم رسد از غصّه بلب

  کعبه کی از تو جدا گشت زینب

 

دور تو باغ گل یاسی بود

        اکبر و قاسم و عبّاسی بود

 

کعبه مهمان تو یک مادر بود

    کودکی داشت علی اصغر بود

 

کعبه از سوز درون داد بزن

       گریه کن ناله و فریاد بزن

 

شاخه یاس جدا شد کعبه

        دست عباس جدا شد کعبه

 

کعبه او پسر فاطمه بود

      حج عباس تو در علقمه بود

 

زخم بر برگ گل یاس زدند

          تیر بر دیده عباس زدند

 

چهره از اشک بشویم کعبه

        از حسین تو بگویم کعبه

 

یوسف فاطمه را سنگ زدند

        گرگها بر تن او چنگ زدند

 

چون بریدند سر از پیکر او

          کرد با گریه نِگه مادر او

 

کعبه مَرهونِ حسین است حسین

زنده از خون حسین است حسین

 

 (سازگار)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 12 آذر 1392

مرغ سحرم دانه ی اشکم شده دانه

پیوسته کشد از جگرم شعله زبانه

تن خسته و کوه گنهم بر روی شانه

من عبد گنه کارم تو حیّ یگانه

 

مشتاق توام ورنه گدائیست بهانه

در را برویم باز کن ای صاحب خانه

 

من عبد نمک خوار نمکدان شکن هستم

گشتم خجل از توبه،ز بس توبه شکستم

باز آمده ام بر در عفو تو نشستم

هرچند بدم عبد گنه کار تو هستم

 

از بندگیم غیر گنه نیست نشانه

در را برویم باز کن ای صاحب خانه

 

بیچاره و درمانده ام ای دوست نگاهی

با کوه گنه آمده سویت پر کاهی

غیر از سر کوی مرا نیست پناهی

سبحانک یا سیدی العفو،الهی

 

العفو که جز عفو توام نیست بهانه

در را برویم باز کن ای صاحب خانه

         

سوگند به اشک سحر فاطمه یا رب

سوگند به جان پدر فاطمه یارب

سوگند به سوز جگر فاطمه یارب

سوگند به خون پسر فاطمه یارب

 

با اشک مرا پاک کن ای حیّ یگانه

در را برویم باز کن ای صاحب خانه

 

(سازگار)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی