تبلیغات
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان - مطالب ماه رمضان
 
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان
سه شنبه 1 بهمن 1392

شکر خدا که عمرمون رسید به ماه رمضون

این بوده از لطف شما، ممنونتم صاحب زمون

ممنونتم که راه دادی نوکر روسیاهتو

گذاشتی هم ناله بشم با اشک و سوز و آه تو

میون گریه هام نوای ربنات داره میاد

تو اوج الغوث لبم، موج صدات داره میاد

صدات داره میاد می گی، هر چقَدَم که بد شدی

بیا خودم می خرَمت، نگو از این جا رد شدی

صدات داره میاد می گی، اشک چشاتو دوست دارم

دعات به گوشم می رسه، بغض صداتو دوست دارم

صدات داره میاد می گی، من روضه خون فاطمه م

یه عمرِ که در به در قدِّ کمون فاطمه م

صدات داره میاد می گی، غریبی سخته به خدا

دست یه مرد بسته بشه جلوی چشم بچه ها

صدات داره میاد می گی، کوچه چقدر تنگه برات

برا پرت خطر داره، الهی که بشم فدات

صدات داره میاد می گی، یکی داره سر می رسه

حسن تو رو خدا نذار ، دستش به مادر برسه

صدات داره میاد می گی، سیلی نزن به مادرم

اگه یه وقت چیزیش بشه، آتیش می گیره جگرم

صدای آقامون گرفت، مادرمون رو زمینه

هر روز و شب، هر ماه و سال، روضه ی آقا همینه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

وقتِ خداحافظیه، مهمونی ام تموم شد!
حسرتِ این روزایِ خوش، بغضی توی گلوم شد

صاب خونه ممنون توأم، هیچ چیزی کم نذاشتی
با اینکه لایق نبودم، سنگ تموم گذاشتی

 نمی تونم دل بِکنم، جدایی خیلی سخته!
 بدرقه رفتن اینطوری، خدایی خیلی سخته!

ماه رمضون کجا میری!؟ نرو دلم می گیره
از این به بعد باز غروبا، بی تو دلم می گیره

تا سال بعد چیکار کنم! زنده شاید نباشم
با چشم گریون دوباره، از تو باید جداشم

حرف جدایی که میشه، دلم عزا می گیره
دلم به یادِ روضه های کربلا می گیره
**
حسین من نرو بمون، سایه ی روسرم باش
حالا که عباس ندارم، پناه این حرم باش

دلم شده پشتِ سرت، مثل موهات پریشون
خودت بگو چیکار کنم، تنها تو این بیابون

داداش نرو تورو خدا، نذار که در به در شم
نذار با شمر و حرمله، تا کوفه همسفر شم
***وحید قاسمی***





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اولین بار است که آقا ابی عبدالله روزه گرفته، فاطمه (سلام الله علیها) فرستاد دنبال آقا رسول الله (ص) بابا جان ! یا رسول الله اولین بار است حسین (علیه السّلام) روزه گرفته، افطار قدم رنجه کنید، خدمت شما باشیم، همه کنار سفره ی افطار حسین جمعند، وقت افطار که شد، آب مقابل حسین (علیه السّلام) گذاشتند، وقتی خواست افطار کند یک نگاه به صورت جدش رسول الله (ص) کرد، یا جدّاه، به من چه می دهی افطار کنم؟

یک نگاه به صورت قشنگ حسین (علیه السّلام) کرد، فرمود: نصف عبادت های من برای آن هایی که تو را دوست دارند، امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود: حسین جان افطار کن، بابا جان به من چه می دهی افطار کنم؟ امیرالمؤمنین فرمود: نصف عبادت های من برای آن هایی که تو را دوست دارند.

(فردای قیامت یک وقت به پرونده ی اعمالت نگاه می کنی عبادت های علی را می بینی)

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: پسرم افطار کن، مادر به من چه می دهی افطار کنم؟ نصف عبادت های من برای آن هایی که برای تو گریه می کنند (ثواب یکی از آن نمازهای شب نشسته حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای همه ما بس است، ثواب یکی از آن تازیانه هایی که در راه ولایت خورد برای مغفرت ما در روز قیامت بس است)

امام حسن (علیه السّلام) فرمود: داداش افطار کن، برادر جان شما به من چه می دهی؟ فرمود: فردای قیامت خودم بر در بهشت می ایستم و یک یک محبّانت را وارد بهشت می کنم، وقتی همه ی آنها وارد بهشت شدند، بعد خودم وارد می شوم.

کبریت احمر مرحوم بیرجندی

منبع:كتاب گلواژه های روضه



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

آمدیم از سفر دور و دراز رمضان

پی نبردیم به زیبایی راز رمضان

 

هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا

هر چه دل بود شكستیم به ساز رمضان

 

سر به آیینه «الغوث» زدم در شب قدر

آب شد زمزمه راز و نیاز رمضان

 

دیدم این «قدر» همان آینه «خلّصنا»ست

دیدم آیینه‌ام از سوز و گداز رمضان

 

بیش از این ناز نخواهیم كشید از دنیا

بعد از این دست من و دامن ناز رمضان

 

نكند چشم ببندم به سحرهای سلوك

نكند بسته شود دیده باز رمضان

 

صبح با باده شعبان و رجب آمده بود

آن كه دیروز مرا داد جواز رمضان

 

شام آخر شد و با گریه نشستم به وداع

خواب دیدم نرسیدم به نماز رمضان



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی