تبلیغات
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان - مطالب پندیات
 
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان

بیا چو یوسف صدّیق پاک دامان باش

ز دیوِ نَفس به سوی خدا گریزان باش

 

چه سود می بری از دعوی مسلمانی

به صدق نیت و حُسن عمل مسلمان باش

 

به این سرای دو دَر،این دو روزه،دل مسپار

به یاد فقط خداحافظی چو مهمان باش

 

هزار مرتبه داروی تن طلب کردی

دوای دل بطلب در سلامت جان باش

 

زمامداری عالم نشان مردی نیست

اگر که مردی،بر نفس خویش سلطان باش

 

جمال و قامت رعنا،کمال انسان نیست

به حُسنِ سیرت و حُسن خصال،انسان باش

 

کلام حافظ شیرین سخن بگیر که گفت

اگر رفیق شفیقی،درست پیمان باش

 

ز شهریاری مُلک وجود چشم بپوش

گدای دائم درگاه شاه مردان باش



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

نقل می کنند: محضر آقا سیدحمزه موسوی بودیم تعریف کردند: که یکی از بزرگان از شب اول قبر خیلی می ترسیدند یه شب در عالم خواب رسید به محضر ابی عبدالله و گفت: آقای یه عمره برات روضه می خوانم، برات روضه گرفتم، ولی از شب اول قبر می ترسم، امام حسین (علیه السّلام) فرمود: از کجای آن می ترسی؟ گفت از آن موقعی که دو تا ملک می آیند و سؤال و جواب می کنند و زبانم بند می آید، فرمودند: کدام ملک جرأت دارد که از نوکر من سؤال کند، سؤال و جواب آنها با ماست ....

منبع:كتاب گلواژه های روضه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 29 آذر 1392

بارالها سینه را پر نور کن

شر شیطان را ز دلها دور کن

هر که بدبین است بر آل علی

یا بده آگاهیش یا کور کن



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

هر صبح دم که چشم تو در خواب وبستر است
گوش ملک به نغمه الله اکبر است
بنویس این عبارت معصوم را که گفت
ترک نماز هر که کند عمد ، کافر است 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

روزی كه تو  آمدی بدنیا عریان

 جمعی به تو خندان و تو بودی گریان

كاری بكن ای دوست كه وقت رفتن

 مردم به تو گریان و تو باشی خندان



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

پرسد ز تو این خانه، همراه چه آوردی؟

در محضر جانانه ، همراه چه آوردی؟

رفتند از این خانه ، قارون و سلیمانها

با حشمت شاهانه ، همراه چه آوردی؟

این عمر گران خود، بیهوده ز كف دادی

كو خانه و كاشانه ، همراه چه آوردی؟

كو ثروت بسیارت ،كو درهم و دینارت

زان ثروت افسانه ، همراه چه آوردی؟

روزی تو جوان بودی دارای توان بودی

كو همت مردانه ، همراه چه آوردی؟

دیدی همگی رفتند، تو ماندی و اعمالت

ای خفته غریبانه، همراه چه آوردی؟

كو همسر و فرزندت،كو مادر دلبندت

با خویش در این خانه، همراه چه آوردی؟



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بشر را روز محشر روز واویلاست ، باور كن

به میزان عمل هنگامه ای بر پاست ، باور كن

ز بس گرمست بازار مكافات عمل ، ای دل

میان آن همه تنها ،آدمی تنهاست ، باور كن

به ترك معصیت ای دل مکن امروز را فردا

در آنجا پرده ها از كار ما بالاست ، باور كن

زبان و گوش و دست و پا و سر تو را گویند

گواهی دادن اعمال تو با ماست ، باور كن

حسابت را بیا قبل از صدور حكم روشن كن

كه حكم محكم حق ،لازم الاجراست ، باور كن

به میزان عمل اعمال ما را وقت سنجیدن

پسند ذات بی همتای حق ، تقواست ، باور كن

به مولا كن توسل ، زآنكه فرمودست پیغمبر

شفاعت اختیارش در كف مولاست ، باور كن

به هر پرونده ای مُهر ولایت خورد در عالم

بدست فاطمه آماده ی امضاست باور كن



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 27 آذر 1392

شاید كه كمی سوز به آهت بدهند

در دهر كمی حشمت و جاهت بدهند

اما دگر این امر محال است محال

بی حب علی بهشت راهت بدهند



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 27 آذر 1392

طالب دنیا شدیم و دین و ایمان باختیم

عمر خود را غفلتاً در راه بطلان باختیم

 

زرق و برق زندگی چشمان ما را كور كرد

بهر سیم و زر دویدیم و پی اش جان باختیم

 

دار فانی را یقین باور نكردیم از طَمع

دار باقی را ولیكن،مُفت و ارزان باختیم

 

لقمه ای نان بر كف آوردیم و پیری سر رسید

در پی نان و غذا،از حرص دندان باختیم

 

ما ز قرآن ظاهری خواندیم، با صوت جمیل

در میان های و هوها، اصل قرآن باختیم

 

این همه رنگ و ریا، عیب از مسلمانی ماست

آبروی خویش را با نام مسلمان باختیم

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 27 آذر 1392

چرا عشق و صفا در بین ما نیست

چرا در كارها غیر از ریا نیست

چرا سجاده ها گسترده هر شب

اجابت در مناجات و دعا نیست

چرا بر چهره داری رنگ مذهب

ولی در سینه ات بوی خدا نیست

چرا از مكتب دین پا كشیدی

بدان راه تو جز راه خطا نیست

چرا بر تافتی رو از خداوند

خدا هرگز ز كار تو رضا نیست

چرا كاری نكردی تا به امروز

قیامت فرصت چون و چرا نیست

چرا بیگانه هستی با تهی دست

دلت با مستمندان آشنا نیست

علی جان گوشه ی چشمی به ما كن

كه فردا تكیه گاهی جز شما نیست



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 27 آذر 1392

افسوس كه سوز دل ما را شرری نیست

ما اهل دعائیم و دعا را اثری نیست

گویند كه در روز قیامت خبری هست

ای وای كه ما بی خبران را خبری نیست



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 27 آذر 1392

مردى از پیامبر (ص) پرسید : علّت نا خوشداشتن (دوست نداشت ن ) مرگ

چیست ؟ پیامبر (ص) فرمود: آیا ثروتى دارى ؟ عرض كرد : آرى . فرمود : آیا آن

را (براى آخرتت) پیش فرستاده اى ؟ عرض كرد : خیر .

فرمود : از این جاست كه مرگ را دوست ندارى .

منتخب میزان الحكمة : 52



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شادی و صفا بگذشت، دنبال چه می گردی

كار از من و ما بگذشت، دنبال چه می گردی

ایام جوانی رفت ، نیروی جوانی رفت

عمرت چو صبا بگذشت، دنبال چه می گردی

كو چشم سیاه تو،كو حشمت و جاه تو

آن خاطره ها بگذشت، دنبال چه می گردی

خم شد چو كمان پشتت،وا كرد فلك مشتت

آهت ز سما بگذشت، دنبال چه می گردی

بردار قدم نم نم ، باید كه روی كم كم

دردت ز دوا بگذشت ، دنبال چه می گردی

ای مست می غفلت ، افسوس كه بی علت

عمرت به خطا بگذشت، دنبال چه می گردی

كو عمر گران بارت ، این گوهر شهوارت

بی چون و چرا بگذشت، دنبال چه می گردی

با اشك روان گویم ، با قد كمان گویم

آب از سر ما بگذشت ، دنبال چه می گردی

تا حال كجا بودی؟ در بند هوا بودی؟

عمر تو كجا بگذشت؟ دنبال چه می گردی

این موی سپید تو ، هشدار دهد هر دم

فرصت بخدا بگذشت، دنبال چه می گردی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 27 آذر 1392

ای جوان دنیا اسیرت می كند

كمتر از آنی حقیرت می كند

شكر نعمت را اگر آری بجا

خالق منّان امیرت می كند

كفر نعمت هست مشكل آفرین

این عمل خوار و حقیرت می كند

تا توانی فكر زاد راه باش

ور نه نفس دون اسیرت می كند

ای جوان هر گز مشو تسلیم نفس

 تا ابد دور از مسیرت می كند

در مسیر حق اگر باشی،خدا

صاحب تاج سریرت می كند

عشق حیدر را اگر داری خدا

 مست از جام غدیرت می كند



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دردا كه مثل میثم و سلمان نمی شویم

سلمان شدن كه هیچ،مسلمان نمی شویم

وقتی كه غرق سستی و جهل و تغافلیم

لبریز استجابت و ایمان نمی شویم

هر سال چند مصحف زركوب می خریم

اما انیس و همدم قرآن نمی شویم

بیمار معصیت شده یك عمر نفسمان

همت نمی كنیم كه درمان نمی شویم

با این كویر بخل و حسد خو گرفته ایم

افسوس ، رود و چشمه و باران نمی شویم

باری زِ دوش خلق خدا بر نداشتیم

بیهوده نیست همدم جانان نمی شویم

در محضر امام زمان لاف می زنیم

وقتی كه یار دلبر خوبان نمی شویم

با این حساب ، كرب و بلا هم شود به پا

قربانی امام شهیدان نمی شویم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی