تبلیغات
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان - مطالب اصول مداحی
 
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان

مرحوم کل احمد آقا می فرمودند:
« یکی از روحانیون در قدیم، چند سالی بود که در مجالس وعظ و اندرز، منبر می رفت و خطابه می گفت.
اما وقتی که به رحمت خداوند واصل شد، جناب شیخ رجبعلی خیاط
 ،برزخ او را مشاهده کرده بود که اوضاع و احوال چندان خوبی نداشت.
پس از آن، شیخ با افسوس گفت: حال شخصی را در برزخ دیدم که به رسول الله صلی الله علیه و آله عرض می کرد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله، عمری است که من برای شما سخنرانی کرده ام؛ و در مصیبت فرزندانت روضه خوانده ام، آیا این جزای من است؟
حضرت نیز در پاسخ فرمودند: بله، ما اعمال تو را قبول می کردیم، اگر منفعت دنیا را در آن داخل نمی کردی!....»

منبع: كتاب رند عالم سوز

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

و از کتاب (لسان الذاکرین الدمعه الساکبه) نقل شده است هنگامی که آن ملعون سر مطهر حضرت را از بدن جدا نمود، می گوید:

رأیت شفتیه یتحّرکان فلمّا قربته من أدنی سمعته یقول إلهی و شیعتی و محبّی.

دیدم لبهای حضرت به حركت درآمد، گوش های خود را نزدیک بردم، شنیدم می گوید: پروردگارا ! پیروان و دوستداران مرا بیامرز.

معالی السبطین ص 465 – لسان الذاکرین الدمعه الساکبه ج 4 ص 358



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

مرحوم شیخ رمضان علی قوچانی از علمای معروف و ائمه جماعت مسجد گوهرشاد بودند ایشان مریض و مشرف به مرگ شدند. جمعی از اقوام و دوستان و آشنایان برای تشییع  جنازه ایشان آمدند.

ناگهان می بینند که ایشان حرکت کرده و چشم ها را باز می کند و با صدای ضعیف همه را فرا می خواند و می گوید می خواهم برایتان روضه بخوانم همه تعجب کردند چون ایشان منبریِ روضه خوان نبودند.

فرمودند همین الان صحرای محشر را دیدم و هاتفی با صدای بلند اعلام کردند که حاج رمضان علی قوچانی اهل بهشت است، به سوی بهشت برود، من دیدم دری به سوی بهشت باز است و جماعتی بسیار در صف طولانی ایستاده که به نوبت بروند. گفتند صف علما می باشد و در اواخر صف بودم دیدم تا نوبت به من برسد، هلاک می شوم، به عقب نگاه کردم دیدم درِ دیگر به سوی بهشت باز است، ولی این در خلوت است به خود گفتم من که اهل بهشتم از این در نشد از آن در می روم، سپس سوی آن در رفتم دیدم دربان جلوی من را گرفت و گفت نمی شود این در مخصوص اهل منبر  و روضه خوان های امام حسین (علیه السّلام) است. تو که روضه خوان نیستی،

متحیر بودم دیدم حاجی میرزا عربی خوان معروف به ناظم سوار بر اسب از بهشت بیرون آمد جلوی در سلام کردم و گفتم مرا کمک کن و به بهشت ببر گفت نمی توانم چون این در مخصوص روضه خوان های حسین است اصرار کردم گفت یک راه دارد، تو روضه بخوانی و من مستمع شوم شاید بتوانم به این وسیله تو را ببرم، آن گاه پیاده شد و نشست و من برای او روضه خواندم، پس برای شما هم روضه می خوانم چند کلمه ای روضه خواند و از دنیا رفت.

گنجینه دانشمندان ج 9 ص 263 / معجزات و کرامات امام حسین (علیه السّلام) ص 309



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

مرحوم آیت الله تکابنی در مواعظ المتقین می نویسد:

سلمان فارسی تو کوچه ها و پس کوچه ها عبور می کرد، دید آقا امام حسین (علیه السّلام) در سن کودکی، گوشه ای دور از بچه های دیگر ایستاده اند و گریه می کنند.

سلمان جلو رفت، سؤال کرد یابن رسول الله ! جانم به فدای شما، آیا اتفاقی افتاده است، اینچنین گریه می کنید؟

ابی عبدا... جواب نداد، باز سلمان اصرار کرد، گفت آیا کسی شما را اذیت کرده، دائم سؤال می کرد. آخر پسر زهرا فرموده باشد: سلمان ! اگر بگویم طاقت شنیدنش را نداری، عرضه داشت یابن رسول ا... ! مگر نشنیدید پیغمبر فرمود: سلمان از ما است به من بگویید چی شده است؟

شروع کرد وقایع کربلا را تعریف کند. ای سلمان ! یک روز من بزرگ می شوم، گذر من به کربلا می خورد، خدا به من یک پسر می دهد، اسم او علی اکبر است، سلمان فرشته ها صف می بندند جمال این پسر را ببینند،  اما همین پسر را تو کربلا جلوی من می کشند ...  .

سلمان ! خدا یک پسر دیگر به من می دهد اسمش علی اصغر است. این پسر را با لب تشنه وقتی از لشگر برای او آب می خواهم او را روی دستم با تیر سه شعبه می کشند.

سلمان ! خدا به من یک برادر می دهد اسم او عباس (علیه السّلام) است کنار نهر آب او را با لب تشنه می کشند .... .

سلمان نگاه می کرد، دید گریه ی آقا شدیدتر شد، نفس بند آمد صدا زدند ای سلمان ! زینبم ...

اینقدر گفت  ....

سلمان آخر کار سؤال کرد، آقا جان ! شما که همه کاره ی خلقت هستید اراده کنید همه چیز را عوض کنید.

آقا امام حسین (علیه السّلام) فرموده باشند: سلمان درست می گویی، ولی  من دوست دارم فدایی دوستانم بشوم، دوستانم فردا دور هم جمع بشوند اسم من را بیاورند ... شفاعت دوستانم را فردا بکنم نگذارم در آتش جهنم بسوزند. سلمان ! نشونه ی دوستان من دو چیز است، یکی  اشک چشمشون، یکی هم دلهای آنهاست که برای کربلا پر می زند، برای دیدن کربلا می میرند ...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

نظام رشتی از نوحه خوان ها و نوکرای با اخلاص بود، چند ماه قبل از مرگش بیمار شد، تو بستر افتاد، مردم می اومدند زخم زبونش می زدند. لال شد، دیگه نمی تونست حرف بزنه، گفتند: دیدید این که دم از حسین (علیه السّلام) می زد آخر لال می میره، دخترش می گه روزی بابام صدام زد و با اشاره گفت: یه قلم و کاغذی برام بیار، تا آوردم برام نوشت: دخترم غصه نخور من نوکر اربابم، ارباب منو تنها نمی گذاره و ساعتی گذشت، باز منو صدا زد و نوشت آگاه باش هر وقت اشاره کردم بدون که اربابم اومده .

نمی تونه تکون بخوره، دخترش می گه دقایقی بعد دیدم دست گذاشت رو سینه اش از جا بلند شد، تعجب کردم صدا زد: السلام علیک یا ابا عبدالله ... بعد از سلام بابام یک دفعه دراز کشید هر چی صداش زدم بلند نشد.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 25 آذر 1392

برای آنکه مداحان بر مجالس بتوانند تسلط لازم را پیدا کنند چه ابزار و راه‌هایی موجود است؟

گاهی این کار با به کار بردن یک جملة لطیف ممکن می‌شود؛ لطیفه‌ای خنده‌دار که خارج از ادب نباشد. من این هنر را از آقای علی انسانی می‌دیدم که با اینکه مجلسی از گریه خسته می‌شد و مردم خیلی گریه می‌کردند مجلس را می‌دادند به ایشان تا انسانی مجلس را آرام کند. چیزی می‌گفت که گل لبخند به چهره‌ها بنشیند. به قول آقای حسام «خنده تلمبة گریه است». آن وقت، مجلس را به آتش می‌کشد.

گاهی در مجلس مولودی‌خوانی همه نوع آدمی شرکت می‌کند. زمانی آقایی توی زندان یزد منبر می‌رفت. خب در آن زندان قاچاق‌فروش بود، ‌دزد بود، مال مردم‌خور بود، خلاصه پرونده‌شان پر از خلاف بود. آن منبری بالای منبر که رفت گفت: صلوات بفرستید. صلوات که فرستادند، گفت: «چیه؟ من هم از شما، من هم مثل شما؛ شما لو رفتید من لو نرفتم.» در آن لحظه یکی گفت: «برای سلامتی حاج آقا صلوات بفرست!» آن آقا با همان جمله آن مجلس را قبضه کرد. بعد دو تا لطیفه گفت. بعد هم گریه‌ای مفصل از آنها گرفت.

وقتی پزشک می‌خواهد قرص بدهد اول فشار مریضش را می‌گیرد. ما باید فشار مستمع را بگیریم. ببینیم فشارش روی چند است. باید دید اصلاً ممکن است برای او خواند و آن وقت چه جوری باید خواند؛ لطیفه بگوییم، بخندانیمش یا نه. گاهی کسی می‌رود منبر و با مهارت یک یا دو دقیقه سکوت می‌کند تا مردم سؤال برایشان پیش بیاید که این آقا چرا سکوت کرده است.

(استاد سازگار)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

مداحی یک علم است. علمی مملو از مهارت ها و فنون کاربردی. از منظر تکنیک و فنون مداحی، یک مداح باید به این مهارت ها مسلط و عالم باشد: موسیقی، ادبیات، بیان، روانشناسی، صداسازی و...

این نوشتار سلسله مباحث آموزش مکتوب مداحی از این منظر است.

در مداحی سه لحن مادر وجود دارد که بیش از همه کاربرد خواهند داشت.

1. لحن مرثیه 2. لحن مدیحه 3. لحن مناجات

مرثیه یکی از عمومی ترین الحان مداحی است و در نظر عموم، کسی که قالب مرثیه را نشناسد و به قول ما روضه خوان نباشد، در مداحی جایگاهی ندارد.

شرایط مرثیه خوانی در گزینه های زیر خلاصه می شود:

الف) آشنایی با آهنگ های (الحان و نغمات) مرثیه

ب) تسلط بر الحان و نغمات مرثیه

ج) انتخاب و ارائه ی اشعار مناسب مرثیه

د) شناخت روضه و حواشی روضه

ه) شناسایی نقاط ضعف و قوت مرثیه

بعد از مهیا شدن این شرایط که هر کدام نیاز به زمان خاص خود دارد، ما به نمودار چیدمان یک مجلس مرثیه می رسیم که عبارت است از:

1. صلوات و دعا 2. غزل مناجات 3. غزل مرثیه 4. پل سازی و روضه 5. گریز 6. زمینه 7. نوحه 8. واحد 9. شور 10. سرود پایانی

لازم به ذکر است هر مداح با سلیقه و ذائقه ی مجلس خود می تواند این چیدمان را تغییر دهد ولی 5 گزینه ی اول جزء لاینفک مرثیه است و باید حتی در فرصت های کم و خواندنی مختصر با ظرافت خاص خودش پیاده شود. حالا در حد توان به شرح این نمودار می پردازیم.

صلوات و دعا

صلوات و دعای مجلس باید ابتدا در لحن و آهنگ همان جلسه باشد و سپس باید با موضوع جلسه تناسب داشته باشد تا ذهن مستمع از ابتدا با موضوع عام جلسه آشنا شود و دچار سردرگمی نگردد. ایجاد چالش، خوب است ولی نه در بخش صلوات و دعا، بلکه در قسمت های بعد که به آن خواهیم رسید.

صلوات و دعا در ابتدای جلسه جایگاه ویژه و مقدسی دارد، و نمی توان به آسانی و با بی تفاوتی از کنار آن گذشت. از منظر تکنیک و فن هم اهمیت خاص خود را دارد. چراکه مداح باید اول به خود و بعد به مستمع این باور را بشناساند که اصل مداحی، توسل است، و این که مجلس باید در کنترل کس دیگری باشد. با دعا و صلوات اول مجلس، مداح در مقابل این ذوات مقدسه که صاحب اصلی جلسه هستند خود را از همه ی تکنیک ها و فنونی که آموخته خلع سلاح نموده و با این واسطه، کنترل جلسه را از نظر معنوی و اعتقادی به خودشان واگذار می کند. دعای اول مجلس حکم یک مهر ورود را دارد یا بهتر بگوییم یک اذن دخول. ابتدا باید این ویژگی را در نظر گرفت و سپس باید تکنیک را لحاظ کرد. ولی از نظر فنی آنچه که مستمع را از سردرگمی خارج می سازد، شروع خوب و به جاست. حتی با یک سلام یا یک فراز دعا می توان مستمع را روی ریل روضه انداخت و دیگر آنجاست که مستمع تکلیفش را می فهمد. از دیگر فوائد مهم صلوات و دعای اول جلسه، تسلط و سوار شدن بر مجلس است. معمولاً دقائق اولیه ی مجلس، همهمه و سروصدا است. باید با این حربه، نبض جلسه را به دست گرفت و ارتباط اولیه بین مداح و مستمع را برقرار کرد.

یک خاطره ی ماندگار، یک تجربه ی موفق

یادم هست اولین بار که می خواستم در حسینیه ی لباس فروشان تهران مقابل استادم آقای انسانی بخوانم، چنان اسیر آن فضای سنگین شدم، و جوّ به گونه ای روی من اثر گذاشت که پاهایم به شدت می لرزید و تکان می خورد. تا حدّی که حتی کسانی که عقب مجلس نشسته بودند هم توانستند این صحنه را ببینند! آقای انسانی که این صحنه را دید، نگاهی به من انداخت و گفت: «دعای فرج بخوان، سلام بده، یک خورده معطلش کن تا ترست بریزه!»

و واقعاً هم همین طور شد. به راستی اگر فضای جلسه به روی آدم تأثیر منفی بگذارد، باید به این شکل بر آن جلسه تسلط پیدا کرد.

مداح باید در صلوات و دعای ابتدای جلسه، به این نکات توجه داشته باشد:

1. کوتاه و مختصر و مفید باشد 2. درست و صحیح و مستند بخواند 3. حتی المقدور با ترجمه یا مضمون قریب به ترجمه آن را ارائه کند 4. آرام و با طمأنینه و گام پایین بخواند 5. حتی المقدور نیمی از آن را از مستمع جواب بگیرد.

فهرستی مختصر از ادعیه و صلوات هایی را که معمولاً می توان در مناسبت های مختلف از آن استفاده کرد، می خوانیم:

* محرم و صفر: یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه.

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی...

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و...

* فاطمیه: اللهم صلی علی فاطمة و ابیها و...

اللهم صل علی الصدیقة الشهیده، الراضیه المرضیه، التقیه النقیه، المکسوره ضلعها و الممنوعه ارثها و المظلوم بعلها و المقتول ولدها.

* مناجات های ماه مبارک رمضان:

یا باسط الیدین بالعطیه، یا صاحب المواهب السنیه...

اللهم ان اخذتنی بجرمی اخذتک بعفوک و ان اخذتنی بذنوبی اخذتک بمغفرتک...

* مناجات های امام زمان و دیگر ائمه ی معصومین:

یا ایها العزیز مسّنا و اهلنا الغر و جئنا...

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه بموالاتکم علمنا الله معالم الدنیا و...

اللهم ارنی الطلقه الرشیده و الغره الحمیده و...

شاید صلوات و دعا به ظاهر یک نکته ی ابتدایی و زودگذر باشد، ولی در مداحی امروز باید از کوچک ترین لحظات جلسه بهره برد، کما اینکه شاید خیلی از گره ها در همین لحظه هایی که به چشم نمی اید باز شود. به عبارت دیگر همین دعا و مناجات مختصر می تواند زمینه ساز خوبی برای آماده شدن مستمع باشد.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سالها پیش آنجا که می خواستم تازه راه و رسم مداحی را بیاموزم و قدم در این عرصه ی پرهیاهو و جذاب بگذارم، با سری پر از شوق و دلی مملو از امید و آرزو به واسطه ی یکی از آشنایان به خانه ی شخصی راه پیدا کردم که یکی از عارفان و سالکان گمنام آن زمان به حساب می آمد، و شاید کمتر کسی نام آن مرد را شنیده بود. در نگاه اول جذبه ی الهی اش دلم را ربود و همان چند لحظه، مرا تا آخر عمر با نگاه آن مرد مأنوس کرد. گرچه بعد از این دیدار، خورشید عمرش خیلی زود غروب کرد و او به دیار حق شتافت. آن روز جملات نغز و عمیقش مرا بر آن داشت که نگاهم به مداحی، نگاه دیگری باشد. آن روز نقطه ی عطف مداحی من بود و جملات او همیشه در قاب دلم محفوظ است.

پرسید: «بلدی گریه کنی؟!» حسابی جا خورده بودم و نمی دانستم چه جوابی باید بدهم. اصلاً انتظار این سئوال را نداشتم. به محض اینکه دید در جواب مانده ام و نمی توانم کاری کنم گفت: «آره پسرجون، هروقت گریه کردن بلد شدی خود به خود روضه خون می شی!» بعد کمی از زیر آن ابروان پرپشتش نگاهم کرد و گفت: «سعی کن خودتو خرج آقا کنی نه آقارو خرج خودت. خودتو خرج کن ببین چه جوری برات خرج می کنه؟!» و من هاج و واج به او نگاه می کردم. زبانم در دهانم خشک شده بود. دوباره گفت: «اگه یه روز خوننده شدی برا دلت بخون، برا مردم نخون! به خوندن عادت نکن، شیطون میشه برات! از شهرت فرار کن، بذار بعد مرگت بفهمن تو کی بودی، ادب داشته باش به همه جا می رسی و...»

جملات او سال هاست یکی پس از دیگری در ذهن من حک شده و حرف هایش واژه به واژه آویزه ی گوشم گشته است؛ و من در بزنگاه های حسّاس به کمک آن به راحتی از سدّ مشکلات عبور کرده ام. آن روز و حرف های آن پیرمرد چنان با تار و پودم گره خورده است که هنوز که هنوز است او را در خیلی از مجالسم حاضر می بینم و حرف هایش آویزه ی گوشم شده است. او کسی نبود جز «میرزا اسماعیل دولابی». روحش شاد.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 13 آذر 1392

عید  بود و مردم برای منصور دوانیقی هدیه می آوردند منصور از آقا موسی ابن جعفر(ع) دعوت کرد تا در مجلس او بنشیند حضرت قبول نمی کرد و منصور او را به خدا قسم داد و حضرت قبول کرد مردم هدایای مختلفی می آوردند آخرین شخصی که وارد مجلس شد پیر مردی بود که عرض کرد بنده شرمنده ام و فقط چند بیت را سروده ام،و تقدیم شما می کنم چند بیت زیبا شعر سرود مجلس تمام شد امام(ع) به غلام منصور فرمود:به منصور بگو این هدیه ها را بیا و تحویل بگیر منصور گفت همه را به موسی ابن جعفر(ع) بخشیدم حضرت پیر مرد را دعوت کرد و فرمود همه را به تو بخشیدم برای اینکه چند بیت شعر تو برای من بهتر از همه این هدایا بود.

(منتهی الآمال ج2ص187)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 11 آذر 1392
قدرتِ کلماتت را بالا ببر نه صدایت را

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

مراقبت از حنجره

 

مصرف آب

یکی از سئوالاتی که همواره ذهن خوانندگان و مداحان در مورد صدا را به خود اختصاص داده، بحث مربوط به تغذیه و تاثیر مواد غذایی مختلف بر صدا و حنجره است. خوانندگان و مداحان به صورت تجربی نکاتی را در مورد خواص مفید یا مضر برخی غذاها، داروها یا مواد مختلف را بر حنجره و صدای خود احساس می‌کنند؛ اما بسیاری از آنان مایل به داشتن نکات علمی در این خصوص هستند . اولین ماده ضروری برای حفظ سلامت صدا مصرف مقادیر زیادی آب است. بطور کلی می‌توان گفت اولین ماده ضروری برای حفظ سلامت صدا مصرف مقادیر زیادی آب بطور روزمره می‌باشد. در حقیقت یکی از شایع‌ترین گلایه‌های خوانندگان و مداحان خشکی صدا و حنجره آنان حین خواندن بویژه در قسمت‌های بالا قطعه‌ها یا پس ازخواندن به میزان طولانی است. زمانی که در روز آب زیادی مصرف می‌کنید سطح آب موجود در بدن و بویژه مایع میانیافتی موجود در فضای بین سلولی افزایش می‌یابد و این مسئله باعث افزایش مقدار آب در فضای مابین سلول‌های سطحی مخاطب حنجره می‌شود (بخشی که به علت قرار گرفتن در معرض عبور مستمر هوا به سرعت خشک می‌شود.

اهمیت این نکته در اینجاست که در صورت رعایت این مطلب، سطح بیرونی تارهای صورتی همواره مرطوب و لغزنده می‌ماند و این مساله باعث می‌شود هنگام برخورد تارهای صوتی با یکدیگر حین آوازسازی یا خواندن مداحی، تارهای صوتی روی هم سُر بخورند و برخورد شدید مستقیم بین آنها اتفاق نیفتد. حال اگر ما در طول روز مقدار کمی آب مصرف کنیم و فقط در موقع خواندن آب بنوشیم، آب موجود در سطح مخاط امکان نفوذ به عمق مخاط حنجره را ندارد و برای مرطوب ماندن این مخاط لازم است که آب از عمق مخاطب به بیرون تراوش شود و نه از بیرون به داخل. در نتیجه، تارهای صوتی به جای لغزش روی یکدیگر به شدت با هم برخورد کرده و مقدمات ایجاد زخم روی تارهای صوتی را فراهم می‌آورند . نوشیدن هر نوع مایعات دیگر به جز آب کمکی به مرطوب شدن سطح مخاط جنجره نمی‌کند این متخصص درمان اختلالات صوت تصریح کرد: توجه داشته باشید که جویدن آدامس یا نوشیدن هر نوع مایعات دیگر به جز آب کمکی به مرطوب شدن سطح مخاط جنجره نمی‌کند زیرا آب بر اساس قانون اسمز در درون لایه‌های تارهای صوتی نفوذ می‌کند.

 

پرهیز از مصرف غذاهای سرخ کردنی

اما در بین فرآورده‌های مختلف غذایی ، مواد محرک مانند انواع غذاهای پر ادویه یا تند (مانند فلفل یا سس کچاپ) و غذاهای چرب بویژه غذاهایی که به شیوه سرخ کردنی تهیه شده باشد، باعث التهاب مخاط حنجره می‌شود که در صورت مداحی، نواحی ملتهب، بسیار مستعد آسیب می‌شوند.


فرآورده‌های لبنی

مصرف فرآورده‌های لبنی مانند بستنی و شیر پرچرب قبل از اجرا باعث افزایش غلظت ترشحات موجود روی مخاط حنجره می‌شود و این ترشحات باعث چسبندگی تارهای صوتی و مانع از برخورد نرم و مناسب تارهای صورتی بر روی یکدیگر می‌شوند.


استعمال دخانیات

استعمال دخانیات و انواع ترکیبات که به صورت دود یا ترکیبات شیمیایی که وارد سیستم تنفسی می‌شود نیز باعث از بین رفتن سلول‌های سطحی مخاط حنجره و در دراز مدت از بین رفتن تدریجی فیزیولوژی مخاط حنجره خواهد شد. قهوه و ترکیبات کافئین‌دار، شکلات (بویژه شکلات سیاه) نیز باعث خش کشدن مخاط حنجره می‌شود که مطلقاً ساعاتی قبل از تمرین یا اجرا نباید مصرف شود.

مصرف میوه

اما در بین مواد مفید برای صدا مصرف میوه و سبزیجات تازه بشدت توصیه می‌شود. موادی مانند آب سیب یا ترکیباتی مانند محلول عسل در آب گرم نیز به نرم‌تر شدن سطح مخاط حنجره کمک می‌کند. چکاندن چند قطره آبلیموی تازه در آب با دمای معمولی، ویتامین ث مورد نیاز برای عملکرد مناسب تارهای صورتی را فراهم می‌آورد. (ویتامین ث باعث شادابی مخاطب تارهای صورتی

می‌گردد(.

خواب و استراحت به مقدار مناسب و کافی

کم‌خوابی باعث علائمی مانند گرفتگی صدا و خستگی صوتی می‌شود که به هیچ طریق قابل برطرف شدن نخواهد بود مگر با استراحت به میزان کافی! کم خواب و خستگی ، باعث فشار بیش از حد به عضلات حنجره شده و سبب

گرفتگی صدا حین خواندن می‌شود.

فعالیت حنجره بدون استراحت دچار خستگی  و اُفت می‌شود

صدا از حنجره که یک اندام است تولید می‌شود، این اندام مشابه سایر اعضای بدن سطح تحمل و میزان کارایی مشخصی دارد. اگر ما به طور مستمر و بدون استراحت از این اندام کار بکشیم مسلماً بعد از مدتی دچار خستگی شده و در کارکرد عمومی خود اُفت محسوسی خواهد داشت. توجه داشته باشیم که هر بار داد زدن ضربات سنگینی به تارهای صورتی وارد می‌کند و اگر ما از این رفتار به صورت عمدی استفاده کنیم ضربات جبران‌ناپذیری به تارهای صوتی وارد می‌شود

//////////////////////////////////////////////////////////////////////



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی