تبلیغات
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان - مطالب اشعار
 
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان
دوشنبه 11 فروردین 1393
 

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


بیا که چشم به راه تو چشم آدم هاست

و پیش پای تو از اشک، خیر مقدم هاست

غروب روز فراقت طلوع خوشحالی ست

زمان آمدنت وقت رفتن غم هاست

شبیه نار و جحیم اند جنت و فردوس

بهشت های بدون تو چون جهنم هاست

برای فاطمه بیش از حسین می باری

چرا که فاطمیه مادر مُحرم هاست

مدینه نقطه ی آغاز غصه های تو و

مدینه لحظه ی مرگ تمام ماتم هاست

برو مدینه و بیرون کن آن دو را از خاک

که چشم زخم دل ما به دست مرهم هاست

***

تو یک شب از کفن و دفن و غسل، روضه بخوان

چرا که خواندن این روضه کار مَحرم هاست





نوع مطلب :
برچسب ها : بیا که چشم به راه تو چشم آدم هاست،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 11 فروردین 1393

از دوری ات هر کس دلی غمگین ندارد

تنها نه اینکه دل ندارد دین ندارد

این جمعه هم رفت و خبر از تو نیامد

امسال دیگر جمعه بعد از این ندارد

تنها به شوق جمعه های آن وگرنه

اسفندمان شوقی به فروردین ندارد

این سالها که آمدند و بی تو رفتند

آقا بگو دنبالشان نفرین ندارد؟

ای شاه! ما مشتی اسیریم و یتیمیم

جز تو کسی را این دل مسکین ندارد

این چند ساله جامه ی عیدم سیاه است

کاری دلم با جامه رنگین ندارد

پهلوی مادر چهره و بازوی مادر

تا برنگردی دردشان تسکین ندارد

**

دشمن ز کوچ یاس دیگر مطمئن است

دلشوره ای از بابتش گلچین ندارد





نوع مطلب :
برچسب ها : از دوری ات هر کس دلی غمگین ندارد،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 4 بهمن 1392

اسرار ‌حقیقی حیاتم زهراست

معنای عبادتم، صلاتم زهراست

دیگر چه غم از کشاکش این دنیا

وقتی که فرشته نجاتم زهراست



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

فلک بی قائمه معنا ندارد

علی بی فاطمه، معنا ندارد

تمام سرزمین های خدایی

بدون علقمه معنا ندارد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 1 بهمن 1392

سر من بی غمش سامان ندارد

به جز دردش دلم درمان ندارد

به زیر تازیانه گفت مادر...

جدایی از علی امکان ندارد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 1 بهمن 1392

شکر خدا که عمرمون رسید به ماه رمضون

این بوده از لطف شما، ممنونتم صاحب زمون

ممنونتم که راه دادی نوکر روسیاهتو

گذاشتی هم ناله بشم با اشک و سوز و آه تو

میون گریه هام نوای ربنات داره میاد

تو اوج الغوث لبم، موج صدات داره میاد

صدات داره میاد می گی، هر چقَدَم که بد شدی

بیا خودم می خرَمت، نگو از این جا رد شدی

صدات داره میاد می گی، اشک چشاتو دوست دارم

دعات به گوشم می رسه، بغض صداتو دوست دارم

صدات داره میاد می گی، من روضه خون فاطمه م

یه عمرِ که در به در قدِّ کمون فاطمه م

صدات داره میاد می گی، غریبی سخته به خدا

دست یه مرد بسته بشه جلوی چشم بچه ها

صدات داره میاد می گی، کوچه چقدر تنگه برات

برا پرت خطر داره، الهی که بشم فدات

صدات داره میاد می گی، یکی داره سر می رسه

حسن تو رو خدا نذار ، دستش به مادر برسه

صدات داره میاد می گی، سیلی نزن به مادرم

اگه یه وقت چیزیش بشه، آتیش می گیره جگرم

صدای آقامون گرفت، مادرمون رو زمینه

هر روز و شب، هر ماه و سال، روضه ی آقا همینه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 1 بهمن 1392

به دل شعله ورم سایه ی دریا افتاد

عاقبت قرعه به نام من تنها افتاد

زهر هم سوخت به حال جگر سوخته ام

شعله شد آب شد و خون شد و از پا افتاد

باز هم خاطره هایم همگی زنده شدند

راه من باز بر آن كوچه ی غم ها افتاد

یادآن كوچه ی باریك همان كوچه ی تنگ

كوچه ای كه گذر سنگدل آن جا افتاد

شور می زد دلم  و در دل آن وانفسا

چشم نامرد به ناموس علی تا افتاد

آن چنان زد كه ره خانه ی خود گم كردیم

آنچنان که به رخ برگ گلی جا افتاد

مادرم روی زمین بود و پی ام می گردید

من نفس می زدم او از نفس اما افتاد

پاره های جگرم می چكد از كنج لبم

باز در خانه ی من روضه ی زهرا افتاد

یاد آن كوچه كه با مادر خود می رفتم

دیدم آن روز در آن راه چه غوغا افتاد

دست بر شانه ی من دست دگر بر دیوار

مادرم خواست بخیزد ولی از پا افتاد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دست دشمن بر ستم وا شد نمی دانم چرا

بسته بیت حقّ تعالی شد نمی دانم چرا

روبهان بر گرد پیر خویش گردیدند جمع

شیر حقّ تنهای تنها شد نمی دانم چرا

سرو قدّ مادر طاووس علیّینِ وحی

در جوانی چون کمان تا شد نمی دانم چرا

قتل محسن، خانه ی آتش زده، روی کبود

اجر احمد سهم زهرا شد نمی دانم چرا

داغ زهرا ، داغ محسن، اشگ غربت، خونِ دل

مزد زحمت های مولا شد نمی دانم چرا

صورتی کز شرم در محراب می انداخت گُل

نیلگون از جور اعدا شد نمی دانم چرا

در سقیفه بود شورایی که تا دامانِ حشر

قتل آل الله امضا شد نمی دانم چرا

خاک قبر مریم بیتِ امیرالمؤمنین

شسته با قبر دو عیسی شد نمی دانم چرا

ما همه فرزند زهراییم «میثم» کز ازل

داغ مادر قسمت ما شد نمی دانم چرا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 1 بهمن 1392

خون می چکد از نگاه پُر ابر علی

این خاک غریب می شود قبر علی

در معرکه های خندق و خیبر، نه

در کوچه ببین حماسۀ صبر علی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 1 بهمن 1392

تو ای ثانی همان هستی

که ره بر مادرم بستی

به یک ضربت تو بشکستی

از او پهلو و از من دل

چو دستان تو را دیدم

ببستم چشم و لرزیدم

صدای ناله بشنیدم

خسوف ماه شد کامل

تو دیدی مادرم تنهاست

به دور از دیده ی بابا ست

نگفتی طفل او این جاست

غم مادر و را مشکل

ندیدی خردسالم من

ندیدی در چه حالم من

ز غم بشکسته بالم من

چسان او را برم منزل

به محشر از توام شاکی

کشم آهی ز غمناکی

به یاد چادر خاکی

که شد از اشک چشمم گل



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دست دشمن بر ستم وا شد نمی دانم چرا

بسته بیت حقّ تعالی شد نمی دانم چرا

روبهان بر گرد پیر خویش گردیدند جمع

شیر حقّ تنهای تنها شد نمی دانم چرا

سرو قدّ مادر طاووس علیّینِ وحی

در جوانی چون کمان تا شد نمی دانم چرا

قتل محسن، خانه ی آتش زده، روی کبود

اجر احمد سهم زهرا شد نمی دانم چرا

داغ زهرا ، داغ محسن، اشگ غربت، خونِ دل

مزد زحمت های مولا شد نمی دانم چرا

صورتی کز شرم در محراب می انداخت گُل

نیلگون از جور اعدا شد نمی دانم چرا

در سقیفه بود شورایی که تا دامانِ حشر

قتل آل الله امضا شد نمی دانم چرا

خاک قبر مریم بیتِ امیرالمؤمنین

شسته با قبر دو عیسی شد نمی دانم چرا

ما همه فرزند زهراییم «میثم» کز ازل

داغ مادر قسمت ما شد نمی دانم چرا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ذکر دل بی قرار ما یازهراست

در هر نفس اعتبار ما یا زهراست

هر فرقه برای خود شعاری دارند

در هر دو جهان شعار ما یا زهراست



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

حتی اگر می ماند این پر، پر نمی شد

آغوش او آغوش یک مادر نمی شد

 

پروانه ی زخمی این خانه نمی ماند

حتی اگر همرنگ خاکستر نمی شد

 

حتی اگر بازوی او هم خوب می شد

زخم عمیق سینه اش بهتر نمی شد

 

حتی به خانه یک شب اندر این سه ماهه

با سبزی لبخند مادر سر نمی شد

 

مادر که رفت و کار بابا گوشه گیری است

آه ای خدا دیگر از این بدتر نمی شد

 

دیشب شنیدم زیر لب بابا به خود گفت

ای کاش اصلا نام من حیدر نمی شد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 19 آذر 1392

در رهگذار غصه دل قاصدك گرفت

ز آن کوچه ای که بال و پرش را ترك گرفت

 

دیو سیاه فتنه که تندیس کفر بود

آمد میان کوچه و ره بر ملک گرفت

 

عمری اگر چه بر سر خوانش نشسته بود

دیدی چگونه حرمت نان و نمک گرفت

 

فریاد خشم بر سر حورا کشید و بعد

از دست او قباله ی باغ فدك گرفت

 

دستش به روی ام ابیها بلند شد

در کوچه اش دوباره به باد کتک گرفت

 

چرخید دور خویش و زمین خورد ای دریغ

گاه شکستنش همه ی نه فلک گرفت

 

از جای محض خاطر حیدر بلند شد

از شانه ی حسن همه ی ره کمک گرفت



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 19 آذر 1392

گرد ملال آینه ها را گرفته بود

ظلمت چراغ روشن دلها گرفته بود

 

گرم عزا ولی خدا و میان شهر

دعوای بیعت از همه بالا گرفته بود

 

راهی به قصد کشتن و بیعت بهانه اش

خصمی که داشت آتش و فتوی گرفته بود

 

زهرا برای حفظ امامش به پشت در

نیروی یاری از همه اعضا گرفته بود

 

با بار شیشه تکیه به دیوار خانه زد

از جان گذشته راه به اعدا گرفته بود

 

دشمن لگد به در زد و در کنده شد ز جا

وقتی که آتش از همه سو پا گرفته بود

 

شکر خدا که شیر خدا صحنه را ندید

غوغای دود راه تماشا گرفته بود

 

هر چه تلاش کرد از آتش رها نشد

گل، میخ در به سینه ی او جا گرفته بود



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی