تبلیغات
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان - مطالب اشعار
 
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان
جمعه 4 بهمن 1392

یک خیابان کرده مجنونم تو می دانی کجاست

آن خیابان کوی جانان قطعه ای از کربلاست

یک خیابان دل ربوده از تمام عاشقان

هست آنجا جای پای مهدی صاحب زمان

یک خیابان گشته منزلگاه جبرئیل امین

یک طرف استاده زهرا یک طرف ام البنین

یک خیابان گشته تنها جلوه گاه عالمین

یک طرف قبر اباالفضل، یک طرف قبر حسین

یک خیابان را صفا و مروه می خوانیم و بس

یا حسین گوییم و یا عباس ما در هر نفس

یک خیابان است زینب بسته احرام ولا

کعبه عشق است آن جا یا زمین نینوا

گام گام آن خیابان جای پای زینب است

پر فضای آن خیابان از صدای زینب است

کاش در بین دو شاهد عمر پایان می گرفت

کاش جانم را اجل در آن خیابان می گرفت

یک خیابان کرده عاشق سید سجاد را

آن خیابان است می خواند به خود "خوشزاد" را





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

خدا را شکر مهمان حسینیم

به لطف تو سر خوان حسینیم

خدا را شکر هیئت خانۀ ماست

پذیرای محبــــــان حسینیم

ز طفلی شیر با عشق تو خوردیم

و حالا مـرد میــــدان حسینیم

طعـام روضه هــا در ما اثـر کرد

نمک پـروردۀ نـــــان حسینیم

اگر مؤمن شدیم از رحمت اوست

مسلمانان ، مسلمـــان حسینیم

همین که سینه زن هستیم، یعنی؛

وفــاداران پیمـــــــان حسینیم

میــــان روضــــۀ جــدّ غریبـت

به همراه تو گریـــــان حسینیم

فـراق کربــلا بی طــــاقتم کرد

ببین بیمار هجــــران حسینیم

بیا مــا را ببر تـــا محضـر یـــار

که محتاجان درمــان حسینیم

خوشا آنان که سر دادند و گفتند؛

تن بی سـر ز یـــاران حسینیم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

الهى بهر قربانى به درگاهت سر آوردم

نه تنها سر برایت بلكه از سر بهتر آوردم

پى ابقاء قد قامت به ظهر روز عاشورا

براى گفتن اللَّه اكبر، اكبر آوردم

على را در غدیر خم نبى بگرفت روى دست

ولى من روى دست خود على اصغر آوردم

على انگشتر خود را به سائل داد امّا من

براى ساربان انگشت با انگشتر آوردم

براى آن كه قرآنت نگردد پایمال خصم

براى سم مركب‏ها خدایا پیكر آوردم

براى آن كه هم‏دردى كنم با مادرم زهرا

براى خوردن سیلى سه ساله دختر آوردم

اگر با كشتن من دین تو جاوید مى‏گردد

براى خنجر شمر ستمگر حنجر آوردم

به پاس حرمت بوسیدن لب‏هاى پیغمبر

لبانى تشنه یا رب بهر چوب خیزر آوردم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

جان ما جانانه ما را آبرو بخشیده است

این دل دیوانه ما را آبرو بخشیده است

باب شه باز است ، مهمان می پذیرد ،خوب وزشت

لطف صاحب خانه ما را آبرو بخشیده است

دست رد کی می زند بر سینه سینه زنان

رأفت شاهانه ما را آبرو بخشیده است

دور شمع حسن مولا ، سوختن آداب ماست

شیوه پروانه ما را آبرو بخشیده است

با امیدی در ردیف تشنگان کوثریم

ساقی و پیمانه ما را آبرو بخشیده است

جرعه نانوشیده بانگ عاشقی سر داده ایم

نعره مستانه ما را آبرو بخشیده است

یا علی ما را سفارش کن به دلبندت حسین

عشق این دردانه ما را آبرو بخشیده است

استاد کلامی زنجانی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوای نینوا را دوست دارم

صدای آشنا را دوست دارم

اگر جام بلا از چشم یار است

من این جام بلا را دوست دارم

دعا یعنی تکلّم با خداوند

تکلّم با خدا را دوست دارم

اگر چه خارم و از خار کمتر

گل باغ وفا را دوست دارم

محبّت را عجب، حال و هوایی ست

من این حال و هوا را دوست دارم

نمی دانم کی ام آن قدر دانم

علیّ مرتضی را دوست دارم

خدا می داند، ای آل محمّد!

که من تنها شما را دوست دارم

چو ممزوج است با عطر حسینی

نسیم نینوا را دوست دارم

خدایا روز محشر باش شاهد

حسین و کربلا را دوست دارم

شود "میثم" که مولایت بگوید

که این بی دست و پا را دوست دارم؟

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 28 آذر 1392

آن قدر عاشقیم که املا نمی شود
مستی ما که در قلمی جا نمی شود
زلف مرا به پنجره های ضریح عشق
طوری گره زدند ، دگر وا نمی شود



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 28 آذر 1392

چهل روز است که گلگون گشته صحرا
ز خـــــــــون پاک فرزندان زهرا
چهل روز است خــاموش است خاموش
چــــــــــــــــراغ کاروان آل طاها
چهل روز است گشتــــــــــه ورد زینب
حسینـــــــــــم وا حسینم وا حسینم
چهل روز است کـــــــــــز قتل حُسینش
پــــــریده رنگ از رخسار زهرا
چهل روز است مـــــــــی سوزد سکینه
دلــــش بشکسته است از داغ بابا
چهل روز است کز خــــــون نقش بسته
بـــه لوح عشق هفتاد و دو امضا
چهل روز است از هجـــــــران اکـــــبر
خـــــورد خون جگر، پیوسته لیلا
چهل روز است گلهـــــــــــــای رسالت
خـــــــــــــزان گشته از بیداد اعدا
چهل روز است بیـــــــــــاد اصغرم من
بــــــــــه یــاد روی ماه اکبرم من
چهل روز است قدم از غـــــــــم خمیده
بیـــاد قـــــــــــاسم در خون طپیده
چهل روز است دلم دریای خــون است
ز هجرانت غمم از حد فزون است
چهل روز است که چون نـــی در نوایم
بیــــــــــــاد لالـــــــه های کربلایم
چهل روز است که رفتم زیــــــن بیابان
بــــــــرون همراه این جمع پریشان
کنون ای خفته در خاک ای بـــــــــرادر
ز جـــــــا برخیز به استقبال خواهر



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ای مهر تابان بر سنان، قرآن بخوان قرآن بخوان
ای با خموشان همزبان، قرآن بخوان قرآن بخوان
تنها نه محمل می بری، از كاروان دل می بری
هم دل ببر هم جان ستان، قرآن بخوان
ای آفتاب و ماه من، تنها چراغ راه من
در پیش روی كاروان، قرآن بخوان قرآن بخوان
تو رهنمای قافله ما در میان سلسله
بر دفع ظلم ساربان، قرآن بخوان قرآن بخوان
دوش از بریده حنجرت گفتی سخن با خواهرت
اكنون به بالای سنان، قرآن بخوان قرآن بخوان
ای مصحف قاری شده، خون از لبت جاری شده
بار دگر بگشا دهان، قرآن بخوان قرآن بخوان
تا زیر كوه ماتمت نیرو بگیرم از دمت
حتی میان دشمنان، قرآن بخوان قرآن بخوان
ای طوطی خاكستری بر لاله ی نیلوفری
آهی بكش، اشكی فشان، قرآن بخوان قرآن بخوان
باغت به خون پوشیده شد، گل های سرخت چیده شد
در سوگ گل ای باغبان، قرآن بخوان قرآن بخوان
اشك فراقم در بصر، زخم زبانم بر جگر
ما را ز تهمت وا رهان، قرآن بخوان قرآن بخوان
ترسم بمیرد دخترت در پیش چشم خواهرت
بر طفل بی تاب و توان، قرآن بخوان قرآن بخوان
تا هر دم از فیض دمت مضمون بگیرد میثمت
ای سر پیدا و نهان، قرآن بخوان قرآن بخوان
غلامرضا سازگار



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 28 آذر 1392

من تشنه لبم آب حیاتم بدهید

راهی به سفینة النجاتم بدهید

من تذکره ی کرببلا می خواهم

ای آل محمد(ص) این براتم بدهید

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 28 آذر 1392

یا رب دلم از غم حسین محزون کن

در سینه ی ما محبتش افزون کن

جز مهر حسین هر آنچه باشد به دلم

خون ساز و ز راه دیده ام بیرون کن



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 27 آذر 1392

داری عقیله -خواهر من- گریه می کنی؟

آیینهٔ برابر من گریه می کنی

 

از لا به لای خیمه دلم تا مدینه رفت

خیلی شبیه مادر من گریه می کنی

 

دل شوره می چکد ز نگاه سه ساله ام

وقتی کنار دختر من گریه می کنی

 

من از برای معجر تو گریه می کنم

تو از برای حنجر من گریه می کنی

 

امشب برای ماندن من نذر می کنی

فردا برای پیکر من گریه می کنی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دردا كه مثل میثم و سلمان نمی شویم

سلمان شدن كه هیچ،مسلمان نمی شویم

وقتی كه غرق سستی و جهل و تغافلیم

لبریز استجابت و ایمان نمی شویم

هر سال چند مصحف زركوب می خریم

اما انیس و همدم قرآن نمی شویم

بیمار معصیت شده یك عمر نفسمان

همت نمی كنیم كه درمان نمی شویم

با این كویر بخل و حسد خو گرفته ایم

افسوس ، رود و چشمه و باران نمی شویم

باری زِ دوش خلق خدا بر نداشتیم

بیهوده نیست همدم جانان نمی شویم

در محضر امام زمان لاف می زنیم

وقتی كه یار دلبر خوبان نمی شویم

با این حساب ، كرب و بلا هم شود به پا

قربانی امام شهیدان نمی شویم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 27 آذر 1392

هر کسی رو به تو آورد جهان آرا شد
مورد مرحمت انسیة الحورا شد

کودکی بودم و با اسم تو مأنوس شدم
پایِ عشقت به سُویدایٍ دل من وا شد

هر که نوکر به کسی گشت همان نوکر ماند
هر کسی نوکر دربار تو شد آقا شد

در زدم بر در هر خانه دری باز نشد
جز درِ خانه ی تو ٬ در نزده در وا شد

ریزه خواران سر سفره ی تو شاهانند
آرزومند گدایی درت موسی شد

تو نگاهم نکنی در بَرِ مردم هیچم
نگهت عزت دنیای من و عقبی شد

گریه کردن به شما روزی هر چشمی نیست
این متاعیست که در عالم زَر اهدا شد

روزیِ اشک مرا در غم خود افزون کن
همچنان قطره که از لطف شما دریا شد

سینه زن های تو در رتبه همه سلطانند
این مقامیست که با دست علی امضا شد

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

چقدر نام تو  زیباســـــت   اباعبــــدالله

چشم تو خالق دنیاســــت  اباعبــــدالله

 

زائر کرببلا حـــــــق شفاعــــت  دارد

قطره در کوی تو  دریاســــت  اباعبــدالله

 

دستگیری ز گدا گــــردن هر ارباب   است

کار ما دست تــو  آقاســـت  اباعبـــدالله

 

مستجاب است دعا گوشه‌ی شش‌گوشه‌ی تو

حرمت عــرش  معلا‌ســـت   اباعبـــدالله

 

هر کسی داد سلامی به تو و  اشکش  ریخت

او نظر  کرده‌ی  زهراست    ابـــاعبـــدالله

 

ما که باشیم؟که سنگ تو به  سیــنه  بزنیم

سینه‌زن   زینب‌ کبری‌ست   اباعبـــــدالله

 

مادرت گفت ( بُنَی )دل ما  ریـخت بــه هم

بردن نام تو غوغاست   ابـــاعبــــــدالله

مادرت گوشه‌ی گودال تماشـــــا  می‌کرد

بر سر نعش تو دعواست   ابــــاعبـــدالله

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است
که مرگ سرخ به از زندگى ننگین است

حسین ، مظهر آزادگى و آزادى است
خوشا کسى که چنینش مرام و آیین است

نه ظلم کن به کسى ، نى به زیر ظلم برو
که این مرام حسین است و منطق دین است

همین نه گریه بر آن شاه تشنه لب کافى است
اگر چه گریه بر آلام قلب، تسکین است

ببین که مقصد عالى وى چه بود اى دوست
که درک آن سبب عزو جاه و تمکین است

ز خاک مردم آزاده بوى خون آید
نشان شیعه و آثار پیروى این است

خوشدل تهرانى



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی