تبلیغات
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان - مطالب اشعار میلاد
 
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان

هماره بوی عطر خلد از خاك درت خیزد

همیشه نور توحید از فراز منبرت خیزد

ندای تفلحوا از مکتب جان پرورت خیزد

فروغ دانش از کرسیّ درس جعفرت خیزد

ششم مولا ششم رهبر ششم هادی ششم سرور

ششم فرمانده داور ششم فرزند پیغمبر

که شش خورشید حق از سلب او تابیده در عالم

*****

الا ای ام فروه آفتاب داور اوردی

محمد را محمد را کتاب دیگر آوردی

تعالی ا... که مثل آمنه پیغمبر آوردی

تو چون بنت اسد در دامن خود حیدر آوردی

بعصمت مادرش زهرا بصورت چون حسن زیبا

حسینی خو علی سیما امام باقرش بابا

که با عید محمد عید میلادش بود توأم

*****

کتاب من کتاب ا... و دین مصطفی دینم

تولای امیرالمومنین عهد نخستینم

مرام جعفری و مهر آل ا... آئینم

نه کاری بود با آنم نه حرفی مانده با اینم

محب آل اطهارم علی را دوست می دارم

ز خصمش نیز بیزارم به یارش تا ابد یارم

نباشد غیر حب و بغض ، دین و مذهب )میثم(



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

گر فکر رهایی ز غم و راه نجاتی

در این شب پر فیض تو خواهی ثمراتی

باید که به کوری دو چشمان حسودان

بر احمد و آلش بفرستی صلواتی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ز یک مشرق نمایان شد دو خورشید جهان آرا

که رخت نور پوشاندند بر تن آسمان ها را

 

دو مرآت جمال حق، دو دریای کمال حق

دو نور لایزال حق، دو شمع جمع محفل ها

 

دو عیسی دم، دو موسی ید، دو حُسن خالق سرمد

یکی صادق یکی احمد یکی عالی یکی اعلا

 

یکی بنیانگر مکتب، یکی آرنده ی مذهب

یکی انوار را مشعل، یکی اسرار را گویا

 

یکی از مکه انوار رخش تابید در عالم

یکی شد در مدینه آفتاب طلعتش پیدا

 

یکی نور نبوت را به دل ها تافت تا محشر

یکی نور ولایت را ز نو کرد از دمش احیا

 

رسد آوای قال الصادق و قال رسول

به گوش اهل عالم تا که این عالم بود بر پا

 

محمد کیست؟ آنکو بوده قرآن دفتر مدحش

که وصفش را نداند کس به غیر از قادر دانا

 

وضو گیرم ز آب کوثر و شویم لب از زمزم

کنم آنگه به مدح حضرت صادق سخن انشا

 

صداقت از لبش ریزد، فصاحت از دمش خیزد

فلک قدر و ملک عبد و قضا مهر و قدر امضا

 

دو خورشید منیر او هشام و بو بصیر او

دو کوه حکمت و ایمان، دو بحر دانش و تقوی

 

مرا دین نبی، مهر علی و مذهب جعفر

سه مشعل بوده و باشد، چه در دنیا چه در عقبی

 

بهشت من بود مهر علی و مهر اولادش

نه از محشر بود بیمم، نه از نارم بود پروا

 

سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر

اگر گردم جدا یک لحظه از ذرّیه ی زهرا



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی