تبلیغات
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان - مطالب خروج کاروان حسینی از مدینه
 
حاج مجتبی خدابنده لو مداح اهلبیت (ع) - همدان

مدینه حسینت کجا می‌رود؟
اگر می‌رود شب چرا می‌رود؟
غریب وطن نیمه‌شب از وطن
غریبانه پیش خدا می‌رود
دلِ شب خدا را صدا می‌زند
چرا ساکت و بی‌صدا می‌رود؟
اجل پیش رو، مادرش فاطمه
به دنبال او از قفا می‌رود
به تعجیل رو در کجا می‌برد؟
مگـر سـر بـرای خدا می‌برد؟
صدای جرس آه جان بر لب است
جگرسوز چون ناله زینب است
«طرماح» یک لحظه محمل مران!
خدا را که وقت نماز شب است
نفس‌ها همه نال? یا حسین
دعاها همه سوز و تاب و تب است
به هر منزلی مرگ چشم انتظار
به هر محملی نغم? «یارب» است
شما هم چو مرغ شب ای ناقه‌ها
بنـالیـد بـا زینـب ای ناقـه‌ها
شب است و بیابان پر از ولوله
مدینه دعا کن به این قافله
همانا به شوق وصال خدا
گرفتند از دیگران فاصله
خدا رحم آرد به حال رباب
که بر کف گرفته کمان حرمله
پدر را ببرّند لب تشنه سر
پسر را ببندند در سلسله
شرار جگر شمع محمل شده
نـوای جـرس آتش دل شده
مدینه دعا کن برای حسین
که خالی بوَد در تو جای حسین
مدینه مدینه دگر نشنوی
دل شب صدای دعای حسین
مدینه به اهل مدینه بگو
که فرداست روز عزای حسین
خدایت دهد صبر ام‌البنین
که عباس گردد فدای حسین
دلش یاد رخسار پیغمبر است
نگاهش به روی علی‌اکبر است
مدینه دعا کن که این انجمن
بیایند بار دگر در وطن
از آن بیم دارم که دخت علی
ز شش یوسف آرد یکی پیرهن
از آن بیم دارم که رأس حسین
لب تشنه گردد جدا از بدن
از آن بیم دارم که پرپر شود
چو گل پیکر قاسم‌بن‌حسن
الهــی بــه دنبــال ایــن کاروان
بوَد روز و شب اشک «میثم» روان



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

همه خواب و فرزند خیرُ البشر

دل شب چرا کرده عزم سفر ؟

 

سِرشک است در چشم دُردانه ها

به محمل نشستند ریحانه ها

 

جَرَس راست آهسته این زمزمه

کجا می رود یوسف فاطمه ؟

 

عرق روی گل برگ یاس چیست؟

به وقت سفر اشک عباس چیست؟

 

شب است و عزیز دل فاطمه

خداحافظی می کند با همه

 

خداحافظ ای روضه ی مصطفی

خداحافظ ای شهر صدق و صفا

 

خداحافظ ای محفل پنج تن

خداحافظ ای جد والای من

 

خداحافظ ای خاتم الانبیا

به دیدار من روز غربت بیا

 

خداحافظ ای مادر قد کمان

حلالم کن ای مادر مهربان

 

خداحافظ ای پشت در بی پناه

ملاقات ما هر دو در قتلگاه

 

دل شب ز خون دیده را تر کنم

خداحافظی با برادر کنم

 

خداحافظ ای نَجل زهرا حسن

غریب مدینه، غریب وطن

 

دل شب همه نینوایی شدیم

من و قاسمت کربلایی شدیم

 

بریز ای اشکها از دو عین

مدینه دگر می شود بی حسین

 

جوانان بنالید بر اکبرم

که جان می دهد تشنه لب در  بَرَم

 

بنالید بر شاخه ی یاس من

به اشک من و دست عباس من

 

بگریید زنهای یثرب همه

سفر می کند دختر فاطمه

 

بسوزید با سوز و تاب و تبم

خداحافظی می کند زینبم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

چو نی با هزاران نوا می روی

به سرعت سوی نینوا می روی

عزیز دل حضرت فاطمه

خدا را ! دل شب کجا می روی ؟

مدینه صدا میزند سیّدی

چرا اینقدر بی صدا می روی ؟

بلا دَم به دَم آیدَت پیشباز

مگر جانب کربلا می روی؟

 

خداحافظ ِ کاروانت حسین

شهادت گوارایِ جانت حسین

 

مدینه ! بزن ناله ی آتشین

که دخت علی گشته محمل نشین

مدینه !در این تیرگی های شب

کجا می رود ماه ام البنین

مدینه چه کردی مگر با حسین

که با گریه شد دور از این سرزمین

مدینه به اهل مدینه بگو

بگردید دورش حسین است این

 

خداحافظ ِ کاروانت حسین

شهادت گوارایِ جانت حسین

 

بیابان پر از اشک زهرا شده

صدای جرس واحسینا شده

بخوان ساربان با نوای هُدا

که محمل نشین دخت زهرا شده

بگویید با خیل سربازها

که سربازی اصغر امضا شده

زهی کاروانی کز آغاز راه

برای شهادت مهیا شده

 

خداحافظ ِ کاروانت حسین

شهادت گوارایِ جانت حسین



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی